قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2323
تاريخ الفي ( فارسى )
اصولييّن است ، پيش قريش بن بدران فرستاده پيغام داد كه : آنچه از تو نسبت به خليفه ، القائم بامر اللّه ، و رعايت او و اتباعش به ظهور رسيده بسيار پسنديده افتاد ، سيّما « 1 » آنچه در صيانت و حفظ ارسلان خاتون از مردم تو به ظهور رسيده شكر آن به زبان ادا نتوان نمود . ان شاء اللّه تعالى چون رايات نصرت آيات ما به آن حدود رسد آنچه لايق به حال ايشان خواهد بود از ما نيز به ظهور خواهد رسيد . اكنون وظيفه محبّت آنكه پيش از آمدن ما نوعى كند كه خليفه را باز به بغداد آورده دل و چشم او را به ديدن اهل و عيال و فرزندان مسرور و روشن سازند . امّا قريش بن بدران پيش از آنكه ابن فورك از قبل طغرل بيگ پيش او آيد ، به مجرّد رسيدن توجّه طغرل بيگ به جانب عراق عرب ، كس پيش مهارش فرستاده پيغام داد كه : ما اعتماد بر امانت و ديانت و صلاح تو كرده خليفه ، القائم بامر اللّه ، را به وديعه پيش تو گذاشته . اكنون يقين شد كه طغرل بيگ به استيلا و شوكت هرچه تمامتر متوجّه بغداد است مصلحت در آن است كه تو اهل و عيال خود را با خليفه برداشته از شهر خود دوردست روى كه سپاه طغرل بيگ به واسطهء قلّت آب و علف از رسيدن به آن عاجز باشند تا ما از طغرل بيگ از روى قدرت عهود و مواثيقى ، كه اعتماد را شايد گرفته خاطر از ممر سطوات او جمع كرده خليفه را به او سپاريم . مهارش به اين سخنان مطلقا التفات ننموده و گفت : ميان من و خليفه آن مقدار عهود و مواثيق استحكام يافته كه احتياج به اين امور ندارم . و در پانزدهم شهر ذيقعدهء اين سال ، مهارش به اتّفاق خليفه متوجّه بغداد شد . در اثناى راه ، از ترس كسان بساسيرى به جانب عكبرا ، دار الامارهء بدر بن مهلهل ، ميل كردند و بدر بن مهلهل در شهر عكبرا نبود ، بلكه به واسطهء گرمى هوا در بعضى كوهستان آن ديار اقامت داشت . اتّفاقا ، ابن فورك در راه شنيد كه خليفه به اتّفاق مهارش متوجّه بغدادند . ابن فورك قطع نظر از قريش بن بدران نموده عنان به جانب خليفه منعطف داشت و گذرش بر اردوى بدر بن مهلهل افتاد و از وى كسى كه او را به خليفه رساند طلب داشت . و چون بدر بن مهلهل از توجّه خليفه به جانب عكبرا خبر نداشت درصدد تحقيق اين معنى شد كه خليفه كجاست ؟ در اين اثنا ، شخصى از روستاى آن ديار رسيده بدر را گفت كه : اينك خليفه به اتّفاق مهارش به عكبرا رسيدند ، از شنيدن اين خبر مسرّت اثر ، بدر بسيار خوشحال گرديد و به اتّفاق فورك متوجّه عكبرا شد . چون ابن فورك به ملازمت خليفه رسيد بعد از اداى مراسم شكرگزارى و ابلاغ تحيّات بلانهايات طغرل بيگ ، تحف و هدايايى كه طغرل بيگ جهت خليفه فرستاده بود به
--> ( 1 ) . سيّما : خصوصا . - و .