قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2322
تاريخ الفي ( فارسى )
بعد از فوت داود ، از وى سه پسر مانده بود : البارسلان ، دويّم ياقوتى ، سيّم قارون . و چون البارسلان ارشد و اكبر اولاد او بود به اتّفاق ، جميع اركان و اعيان دولت [ و ] مسند حكومت و سلطنت بر وى قرار گرفت . القصّه ، چون البارسلان از كيفيّت واقعهء طغرل بيگ و ابراهيم ينال اطلاع يافت فى الحال با لشكرهاى آراسته از خراسان متوجّه عراق شد و در نواحى رى به عمّ خود ، طغرل بيگ ، ملحقّ شده به اتّفاق يكديگر متوجّه دفع ابراهيم شده او را با دو برادرزادههاى وى ، محمّد و احمد ، دستگير نموده به چلّه كمان هلاك ساختند « 1 » . چون طغرل بيگ از مهمّ ابراهيم ينال فارغ گشت ، همّت ذى نهمت خود را بر آن داشت كه دفع بساسيرى نموده خليفه ، القائم بامر اللّه ، را باز به بغداد رسانيده بر مسند خلافت متمكّن سازد . بنابراين ، اوّلا از حدود رى مكتوبى ملاطفتآميز به بساسيرى و قريش بن بدران نوشته ، مضمون آنكه : « مناسب آن است كه خليفه ، القائم بامر اللّه ، را باز به بغداد برده با او در رنگ سابق در مقام خدمتكارى باشند ؛ و من ترك بغداد مىكنم به شرط آنكه خطبه و سكّه به نام من مىخوانده باشند . » بساسيرى چون بر مضمون مكتوب طغرل بيگ اطلاع يافت از ملايمت او چنان فهميد كه او بنابر عجز و عدم قدرت ، ملايمت مىكند . بنابراين ، ملتفت سخن او نشد و همچنان بر مخالفت خود مصرّ بود . و چون طغرل بيگ بر تمرّد و جهالت او اطلاع يافت از رى متوجّه بغداد شد . چون مقدّمهء لشكر طغرل بيگ به نواحى قصر شيرين رسيد مردم بغداد مضطرب شدند و كرخيان ، اهل و عيال خود را برداشته متفرّق شدند و اهل سنّت به محلّهء كرخ درآمده تمامى آن محلّه را نهب و غارت كردند ؛ خصوصا درب زعفران را كه معمورترين مواضع آن محلّه بود بعد از غارت سوختند . و از عجايب حالات آنكه بساسيرى در ششم ماه ذيقعدهء سال چهار صد و چهلم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحية من الملك الأكبر ، به بغداد درآمد و اكنون نيز در ششم شهر ذيقعدهء سال چهار صد و چهل و يكم از رحلت خير البشر از بغداد سراسيمه بيرون رفت و اهالى بغداد دست به نهب و غارت دراز كرده آنچه مقدور و ممكن داشتند و از اردوى بساسيرى انتزاع نمودند . القصّه ، چون طغرل بيگ از حدود قصر شيرين كوچ كرده متوجّه بغداد شد ، از مشاهير علماى آن زمان ابو بكر احمد بن أيّوب را ، كه مشهور به « ابن فورك » « 2 » است و از فحول علماى
--> ( 1 ) . ابراهيم ينال مكرّرا بر طغرل بيگ عاصى شده بود ، امّا مورد عفو قرار گرفته بود . چون اين دفعه در يارى خليفه قصور ورزيده بود و طغرل بيگ او را منشأ جميع مفاسد و انقلابات و تحريكات ، بويژه عصيان بساسيرى تشخيص داده بود ، بالضّروره به كشتن وى اشارت كرد ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 16 ، ص 349 . ( 2 ) . م ، ش : ابن قوزال .