قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1561

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و سى و يكم از رحلت خير البشر و در ماه جمادى الآخر سال دويست و سى و يكم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، باز اهل حمص به واسطهء كثرت ظلم عامل بر وى خروج كردند ، حتّى آنكه نصاراى حمص نيز با ايشان موافقت نمودند . محمّد بن عبدويه اين معنى را به دار الخلافه نوشت . متوكّل به او امر كرد كه : زنهار متزلزل نشوى و پاى از دايرهء ثبات بيرون ننهى كه اينك به تو مدد مىرسد . پس به حاكم دمشق نوشت كه با لشكر خود به مدد محمّد بن عبدويه رفته اهل حمص را تنبيه نمايد و سه كس از مشاهير آن شهر را كه به فتنه و فساد مشهورند ، به ضرب تازيانه هلاك ساخته بر سر دروازهء شهر بياويزند و بيست نفر ديگر از رؤساى آن ديار را بعد از ضرب سيصد تازيانه بند نموده به دار الخلافه فرستد و هر نصرانى كه در آن شهر مىباشد ، او را اخراج كند و كنيسهء بزرگ ايشان را كه در جنب مسجد جامع است ، خراب ساخته داخل مسجد جامع نمايد . القصّه ، حاكم دمشق به آن حدود رفته و جميع آن‌كه متوكّل فرموده بود به جاى آورد . و از جملهء وقايع اين سال آنكه روميان بر قبيله زط ، كه معتصم ايشان را به عين زر به جاى داده بود ، لشكر كشيدند و اكثر آن جماعت را به قتل رسانيدند و زن و فرزند ايشان را به اسيرى بردند . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه از جملهء وقايع اين سال آنكه در شب پنجشنبه سيّم جمادى الآخر چند كوكب در بغداد بريخت و در ماه آب « 1 » آنچنان باران بباريد كه خلقى بىشمار از آدمى و حيوان هلاك گشتند و سيوطى چنين آورده كه : اوّلا كواكب بسيار به تموّج

--> ( 1 ) . آب : نام ماه يازدهم از سال سريانى يا رومى . - و .