قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2213

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و نوزدهم و چهار صد و بيستم از رحلت خير البشر چغرى بيگ در اين وقت ، صلاح در توقّف مرو نديده به جانب سرخس رفت و در آنجا طغرل بيگ و عمّ ايشان با ايشان جمعيّتى عظيم به هم رسانيدند . و چون سلطان مسعود به مرو رسيد در كار خويش فرومانده با خود انديشيد كه : پيش از اجتماع امراى سلجوقيّه ، از ملازمان چغرى بيگ آنچنان جرأت كه عقول عقلا در آن متحيّر بود صدور يافت . اكنون كه طغرل بيگ و عمّ ايشان با ساير سلجوقيّه يكى شدند توان دانست كه مهمّ به كجا رسد . لاجرم ، صلاح در آن ديد كه به هر نحوى كه باشد با سلجوقيّه مصالحه نموده به جانب غزنين مراجعت نمايد . بنابراين ، اركان دولت و ارباب تجربه را جمع نموده در اين باب با ايشان مشورت نمود . چون آراى همه بر مصالحه قرار گرفت ، سلطان مسعود وزير خود را نزد آل سلجوق فرستاد تا در امر مصالحه سعى بليغ نموده غبار فتنه و فساد را فرونشاند . چون وزير مسعود به اردوى سلجوقيّه رسيد و مهمّ مصالحه را در ميان آورد ، ايشان قبول نموده ملتمس او را مبذول داشتند . طغرل بيگ به جانب نيشابور مراجعت نمود و سلطان مسعود مسرور و مبتهج به جانب غزنين مراجعت نمود . امّا چغرى بيگ باز به مرو رفته جماعتى از امراى غزنويّه را ، كه در اين نوبت سلطان مسعود ايشان را در آنجا گذاشته بود ، محاصره نموده و ايّام محاصرهء ايشان تا به هفت ماه امتداد يافت . و چون در اين مدّت از جانب مسعود به ايشان امدادى نشد و آذوقهء ايشان به آخر رسيده بود ناچار دست در دامن اعتذار زده امان طلبيدند . چغرى بيگ ايشان را امان داده از شهر بيرون كرد و بار ديگر ، مرو در تصرّف چغرى بيگ درآمد . و چون اين خبر به سلطان مسعود رسيد دانست كه : آل سلجوق در مقام غلبه و تسلّطاند و به جزئيات قانع نمىشوند ، و هرچند ما با ايشان در مقام مصالحه مىشويم ايشان در مقام