قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2201
تاريخ الفي ( فارسى )
سورى را به اينانج بن سلجوق دهد و كريمهاى از كرايم امير عبدوس را در نكاح امير طغرل بيگ دارد و عفيفهاى ديگر را ، كه به زينت حسن و جمال و زيب نسب و كمال حسب آراسته باشد ، با چغرى بيگ در سلك ازدواج كشد . چون منشور مسعود به حاكم مرو رسيد ، در ساعت آنچه به او مأمور شده مهيّا ساخته همراه متعمدان خود روانهء اردوى امراى سلجوق گردانيده پيغام داد كه : امراى سلجوقيّه بايد به مرو آيند تا به مراسم عرس و لوازم طوى « 1 » قيام نموده آيد . چون فرستادگان والى مرو به اردوى سلاجقه رسيده تحف و هدايا گذرانيدند و التماس توجّه ايشان به جانب مرو نمودند ، جماعتى از بىباكان تركمانان سفاهت كرده زبان به توبيخ و سرزنش مسعود گشادند و گفتند : اگر مسعود پيش از انهزام لشكر او با ما در مقام تلطّف و تعطّف آمده مبانى محبّت و و داد را تشييد مىنمود ، قبول مىكرديم و به اطاعت او درمىآمديم . اكنون كه از روى زبونى و عجز اين شيوه پيش گرفته ، ما از وى بازى « 2 » نمىخوريم و بر مزخرفات او مطلقا اعتماد نداريم . آخر الأمر ، عمّ طغرل بيگ و چغرى بيگ و اينانج بن سلجوق تحف و هداياى خود را قبول كرده به تزويج رضا داد و ايشان فرمودند تا كوسات و رايات و سرادقات را در حضور فرستادگان والى مرو پارهپاره كردند . و آن جماعت خائب و خاسر بازگشتند . و چون اين قضيّه مسموع سلطان محمود گشت بر محاربهء ايشان عزيمت مصمّم گردانيده در مقام استعداد و آراستگى لشكر شد . و اميران سلجوق ، هر دو ، از عمّ خود جدا شده در ساحل جيحون به منزلى [ 260 الف ] مناسب فرود آمدند و زمستان در آن موضع گذرانيده در اوّل بهار لشكرهاى سلجوقيّه در اطراف و اكناف ولايت مسعود متفرّق گشتند و مدّت سه سال تركمانان دست به نهب و تاراج دراز كرده اكثر ممالك محروسهء مسعود را ويران و خراب ساختند . و هرچند مسعود لشكر به دفع ايشان مىفرستاد ، همه طاقت مقاومت ايشان نياورده به أقبح وجوه شكست مىيافتند و اموال و اسلحه و مراكب غزنويّه به باد تاراج سلجوقيّه مىرفت . تا آنكه ، تمامى لشكرهاى ولايت خراسان از دفع ايشان به عجز معترف شده دست از قتال ايشان بازداشتند و به اين سبب ، خوفى عظيم بر ضمير سلطان مسعود استيلا يافت . آخر الأمر ، بعد از تقديم مشورت ، قرار بر آن يافت كه سباشى را كه از عظماى امراى غزنويّه و به مزيد شوكت و مكنت و اطلاع بر مكايد حروب از امثال و اقران منفرد و ممتاز بود ، با لشكرى بىشمار به جنگ سلجوقيّه نامزد فرمود . سباشى با لشكرى آراسته متوجّه دفع آل سلجوق گشت .
--> ( 1 ) . طوى : لفظ تركى است به معنى جشن و سور عروسى و ضيافت و امثال آن . ( 2 ) . م : يارى .