قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2192
تاريخ الفي ( فارسى )
بسيار است و اصلاح آن امرى است ضرورى . بنابراين ، علاء الدّوله از شيخ التماس رصد نمود . شيخ قبول آن كرد و علاء الدّوله امور ما يحتاج امور رصدخانه حواله فرمود . و شيخ شروع در رصد كرد و ابو عبيد جوزجانى را ناظر آن ساخت . و مدت هشت سال در امر رصد مشغول بود و بسيارى از مسائل دقيق و نكات عجيبه كه بر قدما ظاهر نشده بود در رصد شيخ به ظهور رسيد . امّا چون زمانه فرصت نداد آن مهمّ به انجام نرسيد ؛ چه ، در اثناى اين حال ، ميانهء ابو سهل حمدونى « 1 » ، كه از قبل مسعود بن محمود در اصفهان مىبود ، و ميانهء علاء الدّوله محاربه واقع شد . و اگرچه در اين محاربه ابو سهل حمدونى مغلوب گشت ، امّا متعاقب آن واقعه ، خبر توجّه مسعود بن محمود به اصفهان رسيد و اين معنى موجب پريشانى خاطر گشت و شيخ از سر رصد بستن باز ماند ، امّا كتاب انصاف « 2 » ، كه از مصنّفات برگزيده شيخ است در حكمت ، در آنجا به اتمام رسانيد . و چون مسعود به اصفهان رسيد ، علاء الدّوله از اصفهان بيرون رفت و خواهر علاء الدّوله در اصفهان به دست مسعود افتاد و علاء الدّوله از اين معنى بسيار آزردهخاطر بود ؛ چنانچه مردم از وى در آن قضيّه ، آن مقدار كلفت و كدورت از علاء الدّوله مشاهده مىنمودند كه يقين ايشان شد كه او قصد خود خواهد كرد . بنابراين ، شيخ به مسعود نوشت كه : « اگر سلطان خواهر علاء الدّوله را به عقد شرعى در نكاح خود آورد ، علاء الدّوله ولايت را پيشكش كرده خود نيز به شرف بساط بوسى مشرّف مىگردد . » چون اين مكتوب به مسعود رسيد ، فى الحال قضاة و علما را طلبيده خواهر علاء الدّوله را به نوعى كه لايق سلاطين بود به عقد خود درآورد . و علاء الدّوله به اين تدبير آن مقدار معتقد شيخ گرديد كه فوق آن متصوّر نبود . چون خواهر علاء الدّوله به عقد مسعود بن محمود درآمد ، علاء الدّوله از روى اطمينان خاطر شروع در استعداد محاربه كرد . مسعود دانست كه غرض ايشان حفظ ناموس بود . بنابراين ، كس پيش علاء الدّوله فرستاد كه : اگرچه تو به من مكرى ورزيدى ، امّا هنوز كار در دست من است . من خواهر تو را حواله به تمامى لشكر خود مىكنم . علاء الدّوله باز از جاى درآمده شيخ را طلبيد و گفت : الحال فكر اين چه مىكنى ؟ شيخ گفت : فكر اين كار بر من است . پس فى الحال در جواب مسعود نوشت كه : « آن ضعيفه اگرچه خواهر علاء الدّوله است ، امّا حرم محترم تو است . اگر تو او را طلاق كنى باز مطلّقهء
--> ( 1 ) . در اخبار الدّولة السلجوقيّه ( ص 6 ) ؛ زين الأخبار ( ص 194 ) ؛ تتمهء صوان الحكمه به صورت « ابو سهل حمدوى » آمده است . ( 2 ) . مرحوم نفيسى نام اين كتاب را در فهرست آثار شيخ ، به نام « الأنصاف » يا « الأنصاف و الاتصاف » آورده ؛ - پور سينا ، ص 11 .