قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2163
تاريخ الفي ( فارسى )
پيغام داد كه : چون اسرائيل به حضرت ما رسيد نوازش و رعايت تمام يافت ، امّا به سبب آنكه درگاه پادشاهان نديده بود و آداب و رسوم ايشان ندانسته در حالت مستى حركتى چند نالايق از وى به ظهور آمد كه ما را ناچار شد كه از براى حفظ ناموس سلطنت روزى چند او را مقيّد ساخته تأديب نمايم . بايد كه ايشان را از ممر او هيچ دغدغه به خاطر خود راه نداد كه عن قريب است كه اسرائيل با تشريفات پادشاهانه به وطن خود مراجعت خواهد كرد . برادران اسرائيل چون بر حقيقت حال اطلاع يافتند و پيغام سلطان محمود را استماع نمودند خواستند كه در مقام انتقام كار ، انديشه كرده شتاب را صلاح خود ندانسته صبر و تحمّل شعار خود ساختند و رسول سلطان محمود را به تازهرويى و خوشحال ملاقات نموده رعايت كردند و در جواب سلطان گفتند كه : ما همه بندگان سلطانيم ؛ آنچه ايشان در حقّ ما مىكنند و مىانديشند عين تربيت و صلاح ما خواهد بود و ما را به غير از رضا و تسليم چاره نيست . و چون اسرائيل مدّتى مديد در آن قلعه بود و خويشان و برادران او خبر يافتند كه او كجا در بند است ، جماعتى از تركمانان ايشان راه هندوستان پيش گرفته به انواع حيل ، اسرائيل را از آن قلعه بيرون آورده روى به خراسان نهادند . اتّفاقا ، چون ارادهء الهى به خلاصى اسرائيل تعلّق نگرفته بود ، ايشان راه گم كردند و در جنگل افتادند كه به هيچ وجه به در رو نداشت . و تا صباح در آن جنگل متحيّر و مبهوت مانده بودند . على الصّباح كوتوال قلعه خبر يافت كه اسرائيل به در رفته . مردم را به اطراف و جوانب فرستاد و خود نيز با جمعى در جستجوى ايشان به جانبى بيرون رفت . اتّفاقا ، گذار او بر آن جنگل افتاد كه اسرائيل و تركمانان سرگردان بودند . چون نظر اسرائيل بر كوتوال افتاد ، آن جماعت را گفت كه : شما از من طمع ببريد و برويد و به برادران من بگوييد كه زنهار ! و هزار زنهار ! كه در طلب ملك خراسان سستى و تهاون نورزيد و سعى بليغ در طلب ملك به جا آريد كه آخر اين دولت روى به ما خواهد نهاد ؛ چه ، اين پادشاه بنده زاد و بداصل است و بىقول . حقّ ، سبحانه و تعالى ، به شآمت بدقولى اين مملكت از وى خواهد گرفت . و زنهار ، هزار زنهار ! كه شما به قول او فريفته نشويد . و چون او مرا بىگناه مقيّد و محبوس ساخته ، به فحواى البادى اظلم « 1 » بعد از اين ، هرچه شما به او مىكنيد پيش خدا و خلق پسنديده خواهد بود . القصّه ، آن تركمانان اسرائيل را گذاشته پنهان شدند . كوتوال چون اسرائيل را به دست آورد ملتفت به ديگران نشد ؛ چه ، مىترسيد كه مبادا جماعتى ديگر در كمين باشند كه مقاومت ايشان ممكن نباشد و اين جماعت به اعلام ايشان رفته باشند . بنابراين ، اسرائيل را غنيمت
--> ( 1 ) . آغازكننده [ در جنگ ] ستمكار است . - و .