قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2162
تاريخ الفي ( فارسى )
جنگى مدد توانيد كرد ؟ اسرائيل سلاح خود از كماندار گرفت و از سر غرور لشكر و جوانى گفت : اين كمان به نشانى پيش قوم خود فرستم ، سه هزار چيده « 1 » در حال سوار شوند . محمود گفت : اگر به زياده احتياج اوفتد ؟ اسرائيل يك چوبه تير به كمان افزوده گفت : اگر كمان را با اين چوبه نيز بفرستم ، ده هزار سوار در حال متوجّه شوند . سلطان محمود باز فرمود : اگر به زياده احتياج افتد ؟ اسرائيل تير ديگر را به آن ضمّ كرده گفت : اگر اين را به نشانه برند سى هزار سوار در ساعت بيرون مىآيد . تا آنكه پرسش سلطان و جواب اسرائيل به آنجا رسيد كه اسرائيل سه چوبهء تير با كمان يك جا ساخته گفت : اگر اين را به نشانه برند شصت هزار سوار جرّار خونخوار از قبيلهء ما بيرون آيد . سلطان گفت : اگر زياده بر آن حاجت افتد ؟ اسرائيل گفت : اين كمان و تركش را به تركستان فرستم تا چندانكه مرد خواهى بيايد . سلطان محمود از اين سخن بغايت انديشهمند گشت و گفت : كسى كه به كمانى و سه چوبهء تير با اين همه جرأت و شجاعت شصت هزار سوار تواند به هم رساند ، كار او آسان نتوان گرفت . امّا در ظاهر اصلا اظهار چيزى نفرموده تا سه شبانهروز با اسرائيل بزم پادشاهانه مىداشتند . بعد از سه روز ، سلطان محمود او را با تمام نوكرانش خلعتهاى پادشاهانه پوشانده و به نوازشهاى پادشاهانه سرافراز ساخته به امراى خود گفت كه : اسرائيل با پسرش و ده كس از مقرّبان او بايد كه مهمان من باشد و باقى نوكران او را شما مهمان خود سازيد . امرا به موجب فرموده عمل نموده هر يكى جماعتى را به منزل خود برده به لوازم ضيافت و صحبت داشتن مشغول گشتند . سلطان محمود با اسرائيل و پسرش بزمى آراسته به عيش و طرب مشغول شدند . چون سلطان محمود در خاطر خود فكر گرفتن اسرائيل داشت در شراب خوردن ملاحظه مىكرد و ايشان را پيمانه پر مىدادند ؛ تا آنكه در نيم شب اسرائيل و همراهانش آنچنان مست شدند كه مطلقا از حال خود خبر نداشتند . محمود فرمود تا همه را گرفته مقيّد ساختند و اسرائيل را در ساعت به جانب هند فرستاد كه در قلعهء كالنجر « 2 » در حدود ملتان او را نگاه دارند « 3 » . چون غفلت مستى و خواب از سر اسرائيل بيرون رفت خود را در زنجير گران ديد ؛ ناچار تن به قضاى آسمانى و حكم سلطانى درداده صبر نمود . سلطان محمود بعد از گرفتن اسرائيل ، از باقى برادران « 4 » او بسيار انديشه داشت ؛ بنابراين ، جهت ايشان خلعتهاى پادشاهانه فرستاده
--> ( 1 ) . چيده : دستچين ، گزيده . - و . ( 2 ) . امروز هم به همين نام در جنوب غربى الهآباد در فاصلهء نوزده كيلومترى در جنوب نراينى واقع است . ( 3 ) . مقايسه شود با : گرديزى ، زين الأخبار ، ص 189 . ( 4 ) . راوندى برادران اسرائيل را : موسى يبغو ، يونس و ميكائيل ضبط كرده است ؛ - راحة الصّدور ، ص 89 .