قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2159

تاريخ الفي ( فارسى )

خوشحال و مسرور گشته فى الحال يكى از اعيان علما را به آن جانب فرستاد . و سلجوق با تمامى اتباع خويش كلمهء طيّبهء لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه را از صدق طويّت « 1 » و صفاى نيّت گفته در سلك اهل نجات منسلك « 2 » گشت و در بعضى از چمنهاى جند رحل اقامت انداخته به تعليم قرآن و مسائل شرعيّه مشغول شد . و در اين اثنا ، ايلچى كفّار به طلب خراجى كه هر سال از جند مىستاندند رسيدند . چون كيفيّت احوال بر سلجوق ظاهر شد از اين صورت استبعاد نموده كس پيش والى جند فرستاد كه : در دين محمّد رواست كه مسلمانان خراج و باج به كفّار داده باشند ؟ والى جند جواب داد كه : اين در دين ما روا نيست . چون ما را طاقت مقاومت كفّار نيست بالضّروره از براى حفظ جان و مال خود متقبّل اين معنى شده‌ايم . سلجوق گفت : مرا حقّ ، سبحانه و تعالى ، قوّت مدافعت ايشان ارزانى داشته . شما جمعى از سپاه خود به مدد من تعيين فرماييد كه من شرّ ايشان را به عنايت الهى از سر مسلمانان دفع كنم . اهالى جند و حوالى ، اين معنى را فوز عظيم دانسته به مال و لشكر او را امداد نمود و جمعى كثير از تركمانان آن ولايت ، كه ميل غزا و جهاد داشتند ، به سلجوق ملحقّ شده عزيمت قلع و قمع كفّار را مصمّم گردانيدند « 3 » . در خلال اين حال ، معاندان فرصت غنيمت دانسته شتران سلجوق را از چراگاه رانده ، بردند . سلجوق از اين معنى خبر يافته با فوجى از جوانان خود ايشان را تعاقب نموده جمعى كثير را به تيغ بىدريغ روانهء دار البوار گردانيد . و چون بقيّة السّيف صولت مردانگى سلجوق را مشاهده كردند فرار بر قرار اختيار نموده دست از شتران بازداشته خلاصى خود را مغتنم شمردند . سلجوق شتران خود را با غنايم ديگر از اسب و سلاح گرفته مظفّر و منصور بازگشت . و اين باعث بلندى و سرافرازى سلجوق گشت ؛ چنانچه از اطراف و جوانب روى به درگاه او نهادند و ملوك اطراف به امداد و اعانت وى محتاج گشتند ؛ چنانچه ابراهيم سامانى را [ كه ] از ايلك خان هزيمت يافته پناه به او برد و ابراهيم را معاودت نموده تا بار ديگر به جنگ ايلك خان را هزيمت داد . و رايت اقبال سلجوق سر به عيّوق كشيد و در صحراى بخارا با اتباع و حشم نزول فرمود . و حقّ ، سبحانه و تعالى ، او را چهار پسر ارزانى داشت كه يكى از ايشان در اوايل جوانى وفات يافت و سه ديگر كه ميكائيل و موسى و ارسلان ، كه ملقب به يبغو بود ، در ملازمت پدر آثار جميله و مساعى حميده به ظهور

--> - بىپرواى پرشورى بودند كه شنوندگان خود را بر هاويه مىآويختند و آنها را از عذاب آخرت مىترساندند ؛ نه اينكه لذايذ و خوشيهاى مبارز راه فردوس برين را براى آنها مجسّم سازند ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 23 . ( 1 ) . طويّت : راز دل ، نيت درونى . - و . ( 2 ) . منسلك : داخل‌شونده . - و . ( 3 ) . تهاجم به تركانى كه در كفر مانده بودند ، بالاخره شامل حال يبغو نيز شد ؛ - منبع پيشين ، ص 25 .