قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2150
تاريخ الفي ( فارسى )
پسرش هارون داد . و چون هارون در ملازمت مسعود مىبود احمد بن عبد الصّمد را به نيابت خود در خوارزم نصب نمود . و در اين سال ابو كاليجار ، خواجه « 1 » صندل را ، كه آنچنان در ايّام حكومت او استيلا يافته بود كه ابو كاليجار را مطلقا در نظر نمىآورد و در مهمّات ملكى به استقلال و استعداد خود آنچه مىخواست مىكرد و ابو كاليجار از سلطنت ( غير از نام ) « 2 » نداشت ، به قتل رسانيد و مهمّات ملكى را پيش گرفت . و در اين سال در اكثر ربع مسكون باران نيامد و قحط عظيم پيدا شد و متعاقب قحط وبايى عام پيدا شد ؛ چنانچه در اكثر اقاليم سرايت كرد . چنانچه در اكثر تواريخ معتبره مسطور است كه در كمتر از يك ماه در اصفهان چهل هزار كس مردند و اكثر بلاد هندوستان در اين و با آنچنان شد كه هيچ متنفّسى نماند . و در حوالى بغداد و موصل و بلاد جبال ، آنچنان جدرى « 3 » شايع شد كه هيچ خانهاى نبود كه در آنجا به واسطهء جدرى يك كس يا دو كس فوت نشده باشد . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه در اين سال ، از جمله مشاهير اهل حديث و فقه محمّد بن الطيّب ، كه مشهور به « صبّاغ » است ، وفات يافت . مدّت حيات او نود و پنج سال بود . و وى در اين مدّت هفتصد زن را به نكاح خود درآورده بود . و العهدة على الرّاوى .
--> ( 1 ) . گويا اين شخص از لحاظ اينكه « بىخايه » بود ، خواجه ناميده مىشد ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 16 ، ص 138 . ( 2 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 3 ) . جدر : آبله .