قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2149

تاريخ الفي ( فارسى )

استقبال او آمده اظهار بشاشت و شاديها نمودند . آلتونتاش ايشان را استمالت و نوازش نموده متوجّه على تگين گشت . على تگين نيز سپاه خود را آراسته محل جنگ را در صحرايى كه در يك طرف بيشه و درخت بسيار داشت [ قرارداد « 1 » ] . بعد از تلاقى فريقين نايرهء جدال و قتال اشتعال گرفت و خوارزميان جنگهاى مردانه كردند ، امّا چون على تگين جماعتى را به كمينگاه گذاشته بود آن جماعت از عقب سپاه آلتونتاش درآمده خلقى بىشمار را به ضرب تيغ آبدار هلاك ساختند . و اين معنى موجب تزلزل سپاه مسعود گشت . امّا آلتونتاش آنچنان ثبات قدم ورزيد كه شرح آن به تقرير و تحرير ادا نتوان نمود ؛ تا آنكه كار به جايى رسيد كه جمعى از تركان تيرانداز روى به آلتونتاش آورده و تيرى بر وى زدند . اتّفاقا آن تير به جايى رسيد كه قبل از اين ، در وقت گرفتن قلعه‌اى از قلاع در حضور سلطان محمود سنگ منجنيق بر همان جاى آلتونتاش خورده بود و مدّتى مديد دست او معيوب بود و چون آن تير باز به همان جاى آمد بسيار كارگر افتاد . امّا آلتونتاش از كمال مردى در معركه اظهار آن ننمود و جمعى از غلامان خود را فرمود تا آن زخم را مضبوط بستند و پاى محكم كرده تا سپاه تركان را هزيمت داد . امّا چون بيشه و جنگل نزديك بود چندان شكست ظاهر نشد و هر طايفه به جاى خود رفتند . چون آلتونتاش به آرامگاه خود آمد سران سپاه را طلبيده حكايت زخم خود به ايشان باز گفت و چنين اظهار نمود كه : از اين زخم بوى خلاصى نمىآيد ؛ شما فكر خود كنيد . ايشان بعد از مشاورت ، صلاح در مصالحه ديدند . و على تگين چون از حقيقت حال اطلاع نداشت و مطّلع نشده بود ، مصالحه را از خدا مىخواست . القصّه ، جماعتى در ميان افتاده مصالحه را به آن قرار دادند كه بخارا تعلّق به مسعود داشته باشد و از سمرقند تا آن طرف از آن على تگين . القصّه ، چون مهمّ صلح قرار گرفت ، روز ديگر على تگين به جانب سمرقند كوچ كرده و آلتونتاش به جانب آب آمويه . اتّفاقا در همان روز آلتونتاش به واسطهء آن زخم وفات يافت « 2 » و وكلا و وزرا وفات او را پنهان داشتند و احمد بن عبد الصّمد « 3 » ، كه از كبار وزراى او بود ، لشكر را سركرده شده به جانب خوارزم رفت . و آن جماعتى كه از غزنين آمده بودند به جانب غزنين مراجعت نمودند . چون خبر فوت آلتونتاش به مسعود رسيد حكومت خوارزم را به

--> ( 1 ) . افزودگى ميان دو قلاب از ويراستار است . ( 2 ) . محل فوت آلتونتاش « دبوسيّه » بود ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 167 ؛ بيهقى ، تاريخ بيهقى ، ص 422 . ( 3 ) . بيهقى وى را « مرد كافى دانا » معرفى مىكند ؛ - تاريخ بيهقى ، ص 422 ؛ نيز ؛ - مقدّمهء ديوان منوچهرى ، ص بيست و چهار .