قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2147
تاريخ الفي ( فارسى )
جماعتى اندك به جانب همدان گريخت . فرهاد بن مرداويج به اتّفاق آن كردان تعاقب او كرده نزديك همدان در دهى كه مشهور به كسب « 1 » بود رسيد . علىّ بن عمر چون واقف شده [ بود ] به هلاكت خود ، قرار داده در محوطهء آن قريه متحصّن گشت و از حيرت نمىدانست كه چه حيله انديشد . اتّفاقا حقّ ، سبحانه و تعالى ، آن روز ، بىموسم ، آنچنان باران فرستاد كه فرهاد با لشكرش نتوانست توقّف نمود ؛ چرا كه ، ايشان جريده ايلغار كرده بودند و خيمه و پوشش مطلقا همراه نداشتند و باران با سرما آنچنان زور آورد كه ايشان از محاصرهء آن ده برخاسته به طلب پناه جهت خود رفتند . لشكر فرهاد به واسطهء آن متفرّق شده هر يكى به جانبى كه پناه گمان داشتند رفتند . در اين وقت علىّ بن عمر فرصت غنيمت دانسته مسرعى پيش تاش فرّاش فرستاده مدد طلبيد . تاش فرّاش فى الحال لشكرى تازه به مدد او فرستاد و فرهاد بن مرداويج بازگشته به بروجرد رفته به علاء الدّوله پيوست و بعد از مشاورت قرار به آن دادند كه به اتّفاق يكديگر به همدان روند . بنابراين ، علاء الدّوله جمعى را با برادرزادهء خود ، ابو منصور ، به اصفهان فرستاد كه خزانهء او را با آلات حرب و سلاح بياورند تا استعداد بر اصل كرده متوجّه همدان شوند . و علىّ بن عمر بر اين معنى اطلاع يافته به استظهار لشكرى تازه ، كه از جانب امير تاش فرّاش به او رسيده بود ، به جانب اصفهان ايلغار نمود و در جرپادقان « 2 » آن جماعت را كه خزانه و سلاح جهت علاء الدّوله مىبردند دريافته اكثر ايشان را به قتل رسانيد و تمامى اموال و اسلحهء ايشان را به دست آورده ابو منصور را بند كرده به رى پيش امير تاش فرّاش فرستاد . علاء الدّولهء بىچاره بىخبر از اين قضيّه ، به مجرّد آنكه به او رسيده بود كه علىّ بن عمر از همدان بيرون رفته گمانش آن بود كه او فرصت يافته گريخته ، روى به همدان رفت و آن شهر را در حوزهء تصرّف خود درآورده و در آنجا بر وى ظاهر شد كه علىّ بن عمر اينچنين دستبردى نموده تمامى اموال و اسلحهء او را از ميان ربوده . علاء الدّوله از شنيدن اين خبر بسيار نادم و پشيمان گشت و بىتوقّف به اتّفاق فرهاد بن مرداويج در عقب او ايلغار نمود . علىّ بن عمر چون اينچنين مالى مفت زده بود به طمع اصفهان و خزانهء علاء الدّوله ، كه در آنجا مىبود ، روى به اصفهان مىرفت كه به يك ناگاه علاء الدّوله و فرهاد از جانب همدان رسيدند . بعد از تلاقى فريقين آتش قتال و جدال شعله زد و از صبح تا قريب به نيم روز ، جانبين كارزار مردانه كردند . آخر الأمر ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم [ و ] علم علاء الدّوله وزيده و علىّ بن عمر با جماعتى قليل از معركه روى بتافت و تمامى آنچه گرفته بود با زيادتى بسيار به
--> ( 1 ) . كسب : دهى از دهستان آورزمان شهرستان ملاير ، واقع در هيجده كيلومترى شمال آن ؛ - فرهنگ جغرافيايى ، ج 5 . ( 2 ) . م : جردپادقان ؛ ق ، س : جودپادقان . گلپايگان امروزى است .