قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2139

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و دوازدهم از رحلت خير البشر و در سال چهار صد و دوازدهم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، خليفه القادر باللّه عباسى وفات يافت . مدّت حيات او هشتاد و شش سال و ده ماه بود و ايّام خلافتش چهل و يك سال و سه ماه و بيست روز بود . هيچ از خلفاى عباسى اين مقدار عمر و خلافت نكردند . در تاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه قبل از القادر باللّه ، سلاطين ديالمه طمع در خلافت كرده بودند ، امّا چون القادر باللّه بر سرير خلافت متمكّن گشت آنچنان امور خلافت را رواج و رونق داد كه ديالمه و غيره دست از آن كوتاه داشته مأيوس گشتند . و القادر باللّه در علوم شرعيّه مهارتى تمام داشت ؛ چنانچه او را در شرعيات تصانيف بسيار است و در زمان او ، آن تصانيف متعارف مىبود . و در عدالت از جميع خلفا امتياز داشت . از حسين بن هرون منقول است كه در كرخ بغداد جماعتى يتيم مانده بودند و از پدران ايشان ملكى نفيس مانده بود و [ 252 ب ] او مرا وصىّ ايشان ساخته بود و ابو الحسن بن حاجب نعمان ، طمع در آن ملك كرده پيش من كس فرستاد كه آن ملك را از براى خريدن او تجويز نمايم . و من چون مىدانستم كه غبطهء ايتام در فروختن آن ملك نيست ، خصوصا به حاجب نعمان ، كه بسيار مفت و ارزان مىخواست ، تكاهل و تكاسل مىورزيدم تا آنكه حاجب با من در مقام پرخاش شده روزى از روى شدّت به طلب من جماعتى از اتراك فرستاد ؛ چنانچه مرا يقين شد كه او مرا البتّه هلاك مىكند . بنابراين ، به مردم او گفتم كه شما برويد كه من اينك متعاقب شما مىآيم . و چون يقين به هلاكت خود كرده بودم غسل كرده متوجّه زيارت احمد حنبل شدم كه به