قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2115
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و نهم از رحلت خير البشر و در سال چهار صد و نهم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، اتراك با جلال الدّوله در مقام شور و شغب درآمده از ابو على ماكولا كه وزير او بود مرسومات طلب نموده خانهء او را غارت كردند و جلال الدّوله را در سراى او محاصره نموده كار بر وى تنگ آوردند ؛ چنانچه جلال الدّوله قرار بر آن داد كه با اهل و عيال خود در كشتى نشسته به جانب بصره روى آورد . آخر الأمر ، خليفه القادر باللّه در ميانه ، سعى بسيار نمود تا جلال الدّوله اسباب سلطنت ، حتّى فرش و جامه ، را فروخته سپاه را تسلّى نمود . و در همين سال ، ميانهء اتراك و ديلميان در بصره نزاع و فتنه پيدا شد و پسر جلال الدّوله ، ملك عزيز ، جانب تركان را تقويت كرد و ديلميان به آن واسطه از بصره بيرون آمده به ابلّه رفتند و نزاع ميانهء ايشان روزبهروز زياده مىشد . چون ابو كاليجار بر اين حال اطّلاع يافت فى الحال لشكرى فرستاد و بصره را از دست ملك عزيز گرفت . بعد از تسخير بصره ، ابو كاليجار حكم فرمود كه واسط را مسخّر سازند . لشكر ابو كاليجار به واسط رفته متعلّقان و نوكران جلال الدّوله را غارت كردند . جلال الدّوله هرچند ارادهء آن كرد كه به دفع سپاه ابو كاليجار قيام نمايد لشكر او به واسطهء نيافتن مرسومات اطاعت و انقياد او نمىكرد و جلال الدّوله مطلقا چيزى نداشت . آخر الأمر ، بالضّروره تجّار و اغنياى بغداد را مصادره نموده هركس را كه گمان زر داشت حوالهء جمعى از سپاه خود مىنمود . و به اين واسطه اهل بغداد از وى آزرده شدند . و از جملهء وقايع اين سال فوت ابو الفوارس بود ، والى كرمان ، در راه شيراز ؛ چه ، او در اين سال ، چون ابو كاليجار به جانب بصره رفته بود لشكرى برداشته به عزم تسخير فارس متوجّه آن صوب گشت . اتّفاقا ، به شومى خلف عهد و پيمان ، كه بدترين افعال است خصوصا از سلاطين ،