قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2114
تاريخ الفي ( فارسى )
ولايت را ابو عبد اللّه متصرّف شدند و بعد از اندك روز ابن عبرانى « 1 » با لشكرى آراسته متوجّه تسخير ولايت بطيحه گشت . ابو عبد اللّه چون طاقت مقاومت او نداشت ناچار ولايت را گذاشته نزد دبيس بن مزيد رفت و پيش او مكرّم و معزّز مىبود . و در اين سال ، ميانهء ابو كاليجار و عمّش ابو الفوارس بعد از محاربات بسيار مهمّ به مصالحه انجاميد به شرط آنكه ابو كاليجار هر ساله از خراج قدس و خوزستان بيست هزار دينار جهت ابو الفوارس مىفرستاده باشد « 2 » . و در اين سال ، ابو القاسم مغربى [ الخطّاب ] ، والى ميّافارقين ، در سنّ چهل و شش سالگى وفات يافت و قبل از فوت خود به چند روز به امرا و ياران خود مكتوبات نوشته وصيّت نمود كه او را بعد از فوت او به مشهد امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب ، عليه السّلام ، دفن كنند . و چون فوت شد اعيان دولت او به موجب وصيّتش تابوت او را به نجف اشرف برده دفن كردند « 3 » . و در اين سال ، در عراق عرب ژاله باريد كه هر يكى از آنها به وزن دو رطل « 4 » بود و اصغر آن برابر يك بيضه بود . و در ماه تشرين ثانى « 5 » آنچنان بادى سرد وزيد كه تمامى آبها بسته شد . و چه جاى آب ، كه سركه و ساير مايعات منجمد گشت و نهر دجله با وجود آن عظمت و وسعت آنچنان يخ بست كه كشتيها از تردّد معطّل بماند . و از جملهء وقايع اين سال آنكه چون جلال الدّوله از بصره به بغداد آمد و خليفه ، القادر باللّه عباسى ، در كشتى نشسته به استقبال او رفت جلال الدّوله پيش خليفه ، چنانچه معهود بود ، زمين ادب بوسيده بر پاى ايستاد و خليفه او را فرمود كه بنشين جلال الدّوله بار ديگر زمين ادب بوسيده در مجلس خليفه بنشست . بعد از ساعتى خليفه به جانب دار الخلافه مراجعت نموده و جلال الدّوله قبل از آنكه به دار الاماره رود به مشهد امام موسى كاظم ، عليه السّلام ، رفته مراسم زيارت به فعل آورد و بعد از آن به دار الاماره درآمد . و چون جلال الدّوله در بغداد قرار گرفت فرمود تا بر در خانهء او پنج نوبت در اوقات نماز زدند و خليفه كس فرستاده او را از اين معنى منع نمود ؛ چه اين معنى مخصوص به خلفا مىبود . جلال الدّوله از روى غضب فرمود كه : نوبت زدن را بر طرف كردند . آخر الأمر ، القادر باللّه باز كس فرستاده او را رخصت فرمود تا در پنج وقت نماز نوبت مىزدند .
--> ( 1 ) . الكامل : ابن معيرانى . ( 2 ) . ابن اثير مىنويسد : « همينكه ابو كاليجار به اهواز بازگشت زمام امور دولت خود را به عادل بن مافنه سپرد . . . و عادل در پذيرفتن آن مقام شرط كرد كه آنچه وى انجام مىدهد با وى معارضه نشود . . . » ؛ - منبع پيشين ، ص 74 . ( 3 ) . وى شعر نيز مىسرود و ابن اثير ابياتى از اشعار وى را آورده است ؛ - منبع پيشين ، ص 76 . ( 4 ) . رطل عراقى معادل تقريبا پانصد و پنجاه گرم و قدرى از نيم كيلو بيشتر است . ( 5 ) . مطابق نوامبر و آذر .