قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2085

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و چهارم از رحلت خير البشر و در سال چهار صد و چهارم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، شرف الدّوله ديلمى از واسط به بغداد آمد و خليفه ، القادر باللّه عباسى ، در كشتى سوار شده به استقبال او بيرون آمد و جميع اكابر و اعيان از امرا و وزرا از بغداد به رسم استقبال شرف الدّوله از بغداد بيرون آمدند . چون خليفه و شرف الدّوله به‌هم رسيدند شرف الدّوله چنانچه معهود آن وقت بود سه مرتبه در پيش القادر باللّه زمين ادب ببوسيد و خليفه جماعتى را فرستاده او را پرسش نمود . و در اين سال باز كتابتى از جانب يمين الدّوله ، سلطان محمود ، به بغداد رسيد و بعضى از تحف و هداياى نفيسهء هندوستان جهت القادر باللّه فرستاد . از جمله چيزهايى كه فرستاده بود مرغى بود به صورت قمرى ، كه سابقا قلمى شد كه هرگاه طعام زهرآلوده پيش او مىآوردند آن مرغ اضطراب مىكرد و از چشمش بىاختيار آب مىرفت . و در اين سال يمين الدّوله ، سلطان محمود ، سبكتكين از غزنين به بلخ آمد و در بلخ متظلّمان بسيار از ماوراء النهر به خدمت سلطان آمدند و از على تگين ، كه در آن وقت در آنجا حاكم بود « 1 » ، تظلّم و شكايت بسيار كردند كه بر رعايا ظلم مىكند و رعاياى اهل صلح از وى در رنج مىباشد . و چون تظلّم و دادخواهى ايشان از حدّ بگذشت سلطان محمود قصد آن كرد كه به ماوراء النهر رود و اهل

--> ( 1 ) . على تگين ، برادر ايلك خان قراخانى ، كه مدعى امارت ماوراء النهر را داشت ، بر ضد بنى اعمام خود ، كه قراخانيان اوزگند و سمرقند بودند ، سر به شورش برآورده چندى بر بخارا دست يافته بود و با كمك ارسلان بن سلجوق از سركردگان تركمانان غز در مرزهاى ماوراء النهر در حدود خراسان تاخت و تاز مىكرد ؛ دكتر - زرّين‌كوب ، تاريخ مردم ايران ، ج 2 ، ص 243 .