قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2065

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و نود و هشتم از رحلت خير البشر چون يمين الدّوله ، سلطان محمود ، از مهمّ خوارزم اطمينان حاصل نمود در زمستان آن سال در بست توقّف فرمود تا لشكريان آسايش كردند و در اوايل بهار و هنگام اعتدال ليل و نهار با سپاه مستعد حاضر خود و بيست هزار مرد از مطوّعهء « 1 » اسلام كه از اقاصى بلاد تركستان و ماوراء النهر به نيّت غزا آمده انتظار نهضت سلطانى مىنمودند ، متوجّه تسخير بلاد قنّوج « 2 » كه بعد از زمان گشتاسب تا زمان يمين الدّوله دست هيچ بيگانه‌اى به ذيل عصمت آن ولايت نرسيده بود ، گشت و از غزنين تا آن ولايت سه ماه راه بود . القصّه ، چون يمين الدّوله به حدود كشمير رسيد والى كشمير « 3 » تحف و هداياى لايق پيشكش فرستاده به عنايات پادشاهانه سرافراز گشت و حكم شد كه والى كشمير در مقدمهء لشكر ظفراثر متوجّه قنّوج گردد . چون سپاه اسلام بعد از قطع مراحل و منازل به حدود آن ولايت رسيدند قلعه‌اى ديدند كه از رفعت سر به فلك كشيده و در متانت و حصانت عديل و نظير نداشت . والى آنجا كه پادشاهى بود ذى شوكت نافذ فرمان بر جميع ممالك هند « 4 » ، چون

--> ( 1 ) . مطوّعه : يا غاريان ، مردمى بودند كه در شهرها داوطلبانه براى جهاد با كفّار جمع مىشدند . اين كار مخصوصا در زمان غزنويان به واسطهء لشكركشى به هندوستان رواج پيدا كرد . - و . ( 2 ) . قنّوج : شهرى است بر كنار راست گنگا در جنوب غربى دهلى به فاصلهء پنجاه و يك ميلى از لكهنو و بيست و هشت ميلى از فتحگر واقع است ؛ - گرديزى ، حاشيهء زين الأخبار ، ص 183 . ( 3 ) . بنا به تصريح تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ( ج 4 ، ص 156 ) سلطان محمود دو بار كوشيد تا به كشمير رخنه كند : يكى سال چهار صد و شش هجرى و ديگرى سال چهار صد و دوازده هجرى ، امّا هر دو بار به واسطهء مقاومت قلعهء لوه كوت پيشروى وى متوقّف گرديد . ( 4 ) . گرديزى نام قلعه را « برنه » و نام امير قلعه را « هردت » ذكر كرده است ؛ - زين الأخبار ، ص 183 ؛ طبقات ناصرى ، ج 2 .