قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2024
تاريخ الفي ( فارسى )
ايلك خانيان طريق مصادقت و مطاوعت پيش گرفتند . و ابو العباس فضل بن احمد كه يكى از امراى سلطان محمود بود ، در اين وقت به آثار مساعى جميله به ظهور رسانيده در حفظ مسالك و ضبط اطراف ممالك از غزنين تا حدود باميان « 1 » احتياط بليغ به جاى آورده ، مداخل و مخارج آن حدود را به مردان كار و حافظان هوشيار سپرد و مسرعان پياپى به جانب مولتان فرستاد و سلطان را بر حقيقت حال اطلاع بخشيد . سلطان چون بر صورت حادثه وقوف يافت مهمّات آن نواحى را به حال خود گذاشته در مدّت چهل روز از مولتان به غزنين نزول اجلال فرموده و لشكرى باشكوه و حشمى انبوه مانند درياى موّاج به هم رسانيده متوجّه بلخ گشت . چون جعفر تگين ، شحنهء بلخ ، از موكب سلطانى خبر يافت بلخ را گذاشته به ترمذ « 2 » رفت . سلطان محمود ، ارسلان جاذب را با دو هزار سوار بر سر راه او فرستاد . در اين اثنا ، سباشى تگين از هرات بيرون آمده به كنار آب جيحون رسيد . چون از مهابت سلطانى آن قدر توقّف نتوانست نمود كه از آب عبور نمايد ، به جانب مرو رفت تا بتعجيل خود را از راه بيابان به ماوراء النهر رساند . و چون هوا در غايت حرارت بود و چاههاى آن را همه انباشته بودند ، ناچار عنان عزيمت به جانب سرخس منعطف داشت . محسن بن طاق كه از امراى سلطان محمود بود ، راه بر وى گرفته ، بعد از تلاقى فريقين سباشى تگين ، محسن را به قتل رسانيد ، امّا از ترس تعاقب لشكر سلطان ، خصوصا ارسلان جاذب كه در آن اوان آوازهء تعاقب او در پى سباشى تگين گرم بود ، در سرخس مجال توقّف نيافت ، بنابراين ناچار روى به ابيورد نهاد و از آنجا به نسا « 3 » آمد . ارسلان تعاقب او نموده از هر منزلى كه او كوچ مىكرد ارسلان فرود مىآمد . و چون سباشى تگين از هرات اموال و اثقال بسيار بيرون آورده بود و دل به آن نفايس بسته ، از ترس ارسلان به جانب جرجان « 4 » رفت . جرجانيان ورود او را به آن ولايت غنيمت دانسته دست به قتل و نهب برآورده اكثر سپاه او را به قتل رسانيدند و اموال او را به غارت بردند ، و جمعى از مردم او پناه به شمس المعالى قابوس بردند ، و او خود از راه دهستان « 5 » به نسا آمد و بقاياى اموال و اثقال خود را پيش علىّ بن مأمون خوارزمشاه فرستاده در حفظ و
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : ماميان . درّه و گردنهاى در قسمت غربى كوههاى هندوكش ، در شمال شرقى افغانستان ؛ - دايرة المعارف فارسى . ( 2 ) . ترمذ ، شهرى است مشهور در خراسان از جملهء ولايات چغانيان از بلاد ماوراء النهر كه قاعدهء ولايات چغانيان و حاكمنشين آن بلاد است ؛ - انجمن آرا . ( 3 ) . متن : نيشابور . ( 4 ) . به احتمال قوى بايد جوزجان باشد ، شهرى در شمال هرات . ( 5 ) . دهستان ، شهر سابق واقع در شمال شرقى هرات ، دوّمين شهر بزرگ ناحيهء بادغيس . در نود و هشت هجرى مقرّ يك دهقان ايرانى بود . بعدها جزو قلمرو سلاجقه و سپس خوارزمشاهيان گرديد . به قول ياقوت ، در حدود پانصد و نود و شش كرسى بادغيس بوده است ؛ - دايرة المعارف فارسى .