قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2021
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هشتاد و ششم از رحلت خير البشر و چون سلطان محمود از تسخير ولايت بهاطيّه فارغ گشت در اوايل سال سيصد و هشتاد و ششم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، عزيمت تسخير مولتان نمود ؛ چه ، از والى آن ولايت كه « ابو الفتح » « 1 » نام داشت ، حركات ناپسنديده به سمع سلطان رسانيده بودند . چون ايّام بهار بود و به واسطهء كثرت سپاه گذشتن از بعضى راهها متعذّر مىنمود ، سلطان به پيش چيپال كه پادشاه معظّم بلاد هندوستان بود ، كس فرستاد كه از ميان مملكت خويش راه دهد تا لشكر بگذرد « 2 » . چيپال دست رد بر سينهء ملتمس سلطان زده طريقت تمرّد و طغيان پيش گرفت . يمين الدّوله سلطان محمود از اين معنى در خشم شده فرمود تا سپاه او دست به قتل و غارت بلاد ملك چيپال دراز كرده دمار از روزگار ايشان برآوردند . چيپال خود را به نواحى كشمير انداخته از صدمات قهر سلطان محمود خلاص شد . چون ابو الفتح ، والى ملتان ، مشاهده نمود كه مقدم ملك هند را چه پيش آمد خزاين و دفاين خود را بر فيلها بار كرده به جانب سرانديب « 3 » فرستاد . چون سلطان محمود به نواحى ملتان رسيد از عقايد اهل آن ديار استفسار نمود و بر اعتقادات فاسدهء آن جماعت اطّلاع يافت ، اكثر بلاد ايشان را خراب كرد و بر باقى مبلغ بيست هزارهزار درم به طريق جزيه قرار داده به جانب غزنين مراجعت نمود . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه سلطان محمود غزنوى در اين سال در غزاى هند يكى از ملوك عظام آن ديار را اسير گرفت و در وقت مراجعت انگشت كوچك او را بريده باز به حكومت
--> ( 1 ) . الكامل : ابو الفتوح ؛ ترجمهء تاريخ يمينى : ابو الفتوح ؛ مجمل فصيحى : ابو الفتح . ( 2 ) . گرديزى اين شخص را « انندپال پسر چيپال » معرفى مىكند ؛ - زين الأخبار ، ص 178 . ( 3 ) . سريلانكاى كنونى .