قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2018
تاريخ الفي ( فارسى )
عدلوداد بر بساط زمين گسترانيد كه دوستى او در دلهاى عام و خاص جاى گرفت و او نذر كرد كه هر سال يك نوبت به ديار هند رفته مراسم غزا و جهاد به جاى آورد « 1 » . و در اين حال ايلك خان چون ماوراء النهر را از آل سامان مستخلص گردانيد ، چنانچه سابقا قلمى شد ، فتحنامهاى به سلطان محمود فرستاده او را بر وراثت ملك خراسان تهنيت گفت ، بنابراين ميانهء هر دو پادشاه بناى دوستى و يگانگى استحكام پذيرفت « 2 » ، و سلطان محمود نيز ابو الطّيّب سهل بن سليمان صعلوكى « 3 » را كه از ائمّهء اهل حديث بود ، به رسم رسالت پيش ايلك خان فرستاده به خطبهء كريمهاى از كرايم او رغبت نمود و بيش از حدّ و حصر نفايس جواهر از يواقيت و لعلهاى قيمتى و عقايد درّ و مرجان و بيضههاى عنبر و اوانى سيم و زر مشحون به مشمومات كافور و ديگر تبرّكات ديار هند و درختهاى عود و شمشيرهاى آبدار و پيلان جنگى آراسته به ملابس و مناطق مرصّع كه چشم بيننده از لمعان او خيره مىگشت ، و اسبان راهوار با زين و افسار زرّين مصحوب او گردانيد . امام ابو الطّيّب چون به ديار ترك رسيد ، در تعظيم و تبجيل او غايت مبالغه به جاى آوردند و ابو الطّيّب در اوزگند آن مقدار توقّف نمود كه امر مواصلت به اتمام رسانيده درّ يتيمى كه از براى تحصيل به درياى تركستان غوّاصى نموده ، به دست آورده با نفايس و رغايب آن ولايت از زر خالص و سيم ناب و كنيزان ختايى و ماهرويان چينى و قاقم و سمور و اصناف تبرّكات ديگر مقضى المرام بازگشته به خدمت سلطان محمود پيوست و به واسطهء اين خدمت پسنديده انواع عواطف پادشاهانه دربارهء او به ظهور رسيد . بعد از اين مدّتهاى مديد ميانهء سلطان محمود و ايلك خان بساط دوستى و يگانگى ممهّد بود ، تا آنكه به چشمزخم ايام و سعايت نمّام متنازع آن مودّت مكدّر شده و محبت به عداوت مبدّل گشت ، چنانچه عن قريب شمّهاى از احوال ايشان قلمى خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى .
--> ( 1 ) . اگرچه سلطان محمود پس از فراغت از تاخت و تاز خراسان و سيستان ، به پيروى از راه و رسم پدر خويش قتل و غارت هندوستان را در لفاف « غزوهء كفّار » در اولويّت كارهاى خويش قرار داد و بنا به قول مترجم تاريخ يمينى ( ص 277 ) جنگ با كفّار را براى نصرت اولياى دين و قمع اعداى اسلام واجب مىشمرد ، قول ابن أثير نيز خالى از اعتبار نخواهد بود كه سلطان محمود غزوهء كفّار را كفّارهء قتال خويش با مسلمين سازد ؛ - دكتر زرّينكوب ، تاريخ مردم ايران ، ج 2 ، ص 235 . ( 2 ) . به طورى كه قبلا نيز گفته شد ، پس از انقراض دولت سامانى قلمرو آنها بين محمود و ايلك خان تقسيم شد و جيحون مرز بين دو مملكت تعيين شد ، و پيوند خويشى هم اين تفافق و همدلى را مستحكم كرد . ( 3 ) . مراد امام ابو طاهر صعلوكى از علماى شافعى است كه همراه طغانجق ، عمو و حاكم سرخس ، از جانب سلطان محمود به عنوان رسول پيش ايلك نصر خان قراخانى به اوزگند رفت .