قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2004
تاريخ الفي ( فارسى )
زاويهء خمول نامى مختفى شد . « 1 » ايلك خان روز سهشنبه دهم ذيقعدهء اين سال به بخارا درآمده جاسوسان را بگماشت تا عبد الملك را به دست آوردند و او را در بند كرده به اوزگند « 2 » فرستاد و شعلهء حيات عبد الملك در آن سرزمين فرو نشست و دولت آل سامان كه مدّتش صد و بيست و هشت سال بود ، به اينجا رسيد « 3 » . و اگرچه بعد از عبد الملك برادرش ، منتصر ، روزى چند در اطراف ولايت ماوراء النهر و خراسان تردّد نمود ، امّا چون دولت و اقبال آن طبقه به نهايت انجاميده بود هيچ فايده بر آن مترتّب نگشت . و تفصيل احوال منتصر بن نوح در اين منوال در تواريخ معتبره مسطور است كه چون ايلك خان بر بخارا استيلا يافت ابو الحارث منصور مكحول و ابو ابراهيم ، كه عبارت از منتصر است ، و ابو يعقوب ، برادر كوچك ، ايشان را با اعمام ايشان زكريا و ابو صالح و ساير جماعاتى كه به آل سامان نسبت يقين داشتند ، گرفته هر يكى را جداجدا در بند نگاه داشت . اتّفاقا ، منتصر را در آن بند كنيزكى تعهّد مىنمود . روزى منتصر با آن كنيزك ساخته چادر آن كنيزك بر سركرده از بند بيرون رفت و در خانهء عجوزهاى از عجايز بخارا پنهان شد ، تا آنكه مردم ايلك خان از جستجوى او تسكين يافتند و از يافتن او مأيوس گشتند . پس منتصر در زىّ فقرا از بخارا بيرون آمده به جانب خوارزم رفت . در آنجا بقيّهء اولياى دولت سامانيّه روى به او نهاد و جمعيّتى تمام بر وى جمع شد و او در صدد انتقام ايلك خان درآمده ، ارسلان بالوى « 4 » حاجب را به تاختن حدود بخارا فرستاد و او جعفر كين را با هفده كس از معارف امراى ايلك خان اسير گرفته به جرجانيه پيش منتصر فرستاد و ديگران بر هزار حيله جانى مفت پيش ايلك خان بردند . ارسلان حاجب تا حدود سمرقند از عقب ايشان تاخت . چون به قنطرهء كوچك رسيد تگين خان كه از جانب ايلك خان حاكم سمرقند بود ، با جمعى كثير سر راه بر وى گرفت . ارسال حاجب روى از جنگ ايشان برنتافته در مقام محاربه و مجادله آمده مردانه پاى ثبات فشرده تگين خان را شكسته غنايم بسيار به دست آورد و منتصر به بخارا درآمد . اهالى شهر به قدوم منتصر شاديها كردند . ايلك خان چون از اين واقعه آگاهى يافت لشكر جمع آورده متوجّه رفع منتصر گشت و ارسلان بالوى به ظلّ رايت منتصر درآمده با يكديگر مشورت نموده از آب عبور كرده به آمل شط نزول فرمود و بعد از تحصيل اموال آن ديار از راه بيابان روى به ابيورد نهاد و از آنجا
--> ( 1 ) . به قول مترجم تاريخ يمينى : « جز گريختن و دست در دامن اختفا آهيختن چاره ندانست . » ( 2 ) . الكامل : درافكند . ( 3 ) . با سقوط بخارا ، ماوراء النهر به دست قراخانيان افتاد و چون خراسان هم پيش از اين به دست سيف الدّوله محمود افتاده بود ، دولت آل سامان در تمام خراسان و ماوراء النهر به پايان آمد . - ابن فندق ، تاريخ بيهق ، 70 . ( 4 ) . الكامل : يالوى .