قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2003

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و هفتاد و نهم و سيصد و هشتادم از رحلت خير البشر قبل از اين ، رقمزدهء كلك بيان گشت كه چون عبد الملك از سيف الدّوله شكست يافت عبد الملك با فايق به بخارا رفت و بگتوزون از ايشان جدا شده به جانب نيشابور گريخت و ابو القاسم سيمجور [ 237 ب ] به قهستان پناه برده و سيف الدّوله محمود از روى استقلال به حكومت خراسان قرار گرفت ، و در اوايل اين سال بگتوزون چون از بيم سيف الدّوله در نيشابور نتوانست بود بالضّروره به جانب بخارا رفته به اتّفاق فايق بار ديگر درصدد جمع لشكرهاى پراكنده آمده خيال قتال با سيف الدّوله در دماغ ايشان قرار گرفت . اتّفاقا ، در اين اثنا فايق بيمار شده داعى حقّ را اجابت نمود و بدين سبب احوال بقيّهء اركان دولت عبد الملك سامانى پريشان و بىسامان گشت . مقارن اين حال ايلك خان از كاشغر متوجّه بخارا گشت و قبل از آمدن خود رسولى پيش عبد الملك فرستاده پيغام داد كه : به مقتضاى عند الشّدائد تذهب الاحقاد ، يعنى : در وقت نزول حوادث روزگار بايد كه حقد و حسد از ميان بنى نوع انسان برخيزد ، اگرچه پيش از اين به واسطهء وساوس شيطانى در ضماير يكديگر خدشه واقع شد و وحشتى عادت گشته بود ، اكنون غبار و كدورت آن از حواشى ضمير ما بالكلّيه برخاسته ، حالا به واسطهء دخل بيگانگان در مملكت آل سامان و حفظ خصومت قرب جوار و همسايگى بر من لازم است كه به مدافعهء ايشان قيام نمايم و دست تعدّى متغلّبان را از ممالك محروسهء آل سامان كه به حسب ارث و استحقاق به تو مىرسد ، كوتاه گردانم . عبد الملك بن نوح و اعيان مملكت او اين كلمات واهيهء ايلك خان را تصديق نموده بگتوزون و تگين و ديگر امرا به استقبال او شتافتند . چون در مجلس ايلك خان درآمده قرار گرفتند ، فرمود تا همه را گرفته مقيّد ساختند . عبد الملك از استماع اين حادثه بىآرام گشته در