قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2000

تاريخ الفي ( فارسى )

اطاعت و اخلاص نسبت به سلطان محمود آنچنان نگاه داشت كه سلطان محمود مصاهرت و دامادى [ اى ] كه به برادرش قرار يافته بود ، به او ارزانى داشت ؛ و باقى احوال ايشان در چهار صد و هفتم هجرى مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال آنكه والى ولايت خوزستان از قبل صمصام الدّوله ابو العباس بن العلا بن الحسن در آن ولايت وفات يافت و صمصام الدّوله به جاى او ابو على بن استاد هرمز را به حكومت آن ديار فرستاد . ابو على چون به خوزستان رسيد لشكرى عظيم جمع آورده متوجّه تسخير جنديسابور كه از جملهء ولايات بهاء الدّوله بود ، گشت . ميانهء ابو على و لشكر بهاء الدّوله محاربات بسيار واقع شد و در جميع معارك ابو على فايق آمد ، تا آنكه بهاء الدّوله خود متوجّه حرب او گشت و چند نوبت ديگر ميانهء ايشان محاربات بسيار واقع شد ، امّا در جميع مراتب نسيم ظفر و نصرت بر پرچم رايت ابو على مىوزيد ، و چون كار به آنجا رسيد كه بهاء الدّوله بالكليّه مستأصل گردد خبر قتل صمصام الدّوله در اردوى ابو على انتشار يافت . و اين واقعه نيز در سال سيصد و هفتاد و هشتم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، بود . و سبب كشته شدن صمصام الدّوله آن بود كه او بعد از آنكه خلاصهء سپاه خود را همراه ابو على فرستاده بود ، فرمود كه عرض بقيّهء لشكر او را ديده هركه از نسب ديلم نباشد اسم او را از دفتر مرسومات محو نمايند ، بنابراين بعضى از لشكريان كه از علوفه نوميد شده بودند ، نگاهبانان اولاد بختيار « 1 » را فريفته ايشان را از بند صمصام الدّوله بيرون آوردند و جمعى كثير از اوباش و اراذل به او پيوسته متوجّه دفع صمصام الدّوله كه با جمعى قليل مانده بود ، گشتند . صمصام الدّوله بر حقيقت حال اطلاع يافته از روى اضطرار مىخواست كه به قلعه‌اى از قلاع متحصّن گردد . اتّفاقا ، كوتوال آن قلعه نيز با اولاد بختيار همزبان و متّفق بود ، صمصام الدّوله را از دخول قلعه مانع آمد . پس صمصام الدّوله با سيصد سوار مفلوك از آنجا بازگشته روى به شيراز نهاد . چون به قريهء دودمان « 2 » كه در دو فرسخى شيراز است ، رسيد طاهر نام مهتر آن موضع او را گرفته پيش ابو نصر بن بختيار بردند و در ذيحجّهء سال مذكور ابو نصر بن بختيار كه دو برادر او را صمصام الدّوله كشته بود ، در ساعت گردن او را زد « 3 » . مدّت حكومت صمصام الدّوله در فارس نه سال و هشت ماه [ بود . ] او كرم بىنهايت داشت . بعد از قتل او مادر او را نيز كشتند و هر دو را

--> ( 1 ) . مراد ، ابو القاسم و ابو نصر پسران عزّ الدّوله بختيار هستند كه در قلعهء پهن‌دژ محبوس بودند . مير خواند مىنويسد كه صمصام الدّوله دو تن از اولاد بختيار را كشت و چهار تن را محبوس ساخت ؛ - روضة الصّفا ، ج 4 ، ص 163 . ( 2 ) . هر سه نسخه : دوده . به قياس فارسنامهء ابن بلخى ( ص 143 ) ، روضة الصفا ( ج 4 ، ص 164 ) ، فارسنامهء ناصرى ، ( ج 1 ، ص 225 ) تصحيح شد . دودمان از آباديهاى شاپور خوره بوده و در دو فرسنگى شيراز واقع است . ( 3 ) . در سال سيصد و پنجاه و هفت رحلت سر عزّ الدّوله بختيار را پيش از عضد الدوله پدر صمصام الدّوله آورده بودند و عضد الدّوله به ديدن سر بريدهء پسر عمّ و دشمن خود نتوانسته بود گريهء خود را پنهان كند .