قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1993
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هفتاد و هفتم از رحلت خير البشر در اين سال ، از جملهء سلاطين عظام امير نوح منصور سامانى وفات يافت و به فوت او دولت سامانيه ضعفى تمام پيدا كرد ، « 1 » چنانچه ملوك اطراف در مملكت دستدرازى نموده هر يكى آنچه توانست از مملكت ايشان تصرّف نمود ؛ و با وجود ضعف ايشان بعد از فوت امير نوح ، امرا و اعيان دولت او پسرش ، ابو الحارث منصور بن نوح ، را به جاى وى بر سرير سلطنت نشانيده در مقام اطاعت و انقياد درآمدند . و چون ايلك خان ، حاكم تركستان ، خبر فوت امير نوح را شنيد ، با لشكرى عظيم متوجّه ماوراء النهر گشت و فايق نيز به اشارهء ايلك خان از سمرقند متوجّه بخارا شد . « 2 » منصور بن نوح چون از آمدن فايق و ايلك خان خبر يافت ، از روى اضطرار بخارا را گذاشته از آب عبور نمود . فايق به بخارا آمده جماعتى از علما و فضلاى آنجا را به طلب امير منصور بن نوح فرستاد و گفت : من به خدمت تو آمدهام نه به جنگ تو ، بلكه غرض من آن است كه تلاقى تقصيراتى كه از من نسبت به امير نوح سر زده خدمت تو نمايم . القصّه ، فايق چندان عهود و مواثيق ياد كرد كه امير منصور بن نوح خاطر مطمئن ساخته به جانب بخارا مراجعت نمود ، و فايق در مقام خدمتكارى درآمده مهمّات ملكى او را سرانجام مىداد . و قبل از آن ،
--> ( 1 ) . با مرگ امير نوح سامانى ، عملا دولت سامانى سقوط كرد ؛ چرا كه ، پسر و جانشينش ، ابو حارث منصور دوّم ، و امير الأمرايش ، بگتوزون ، حتى ديگر تاب حملهء حاكم قراخانى را نداشتند ، و همينكه سلطان محمود بعد از سپرى شدن هفت ماه از مرگ پدر خود سبكتكين ، سرنوشت منصور دوّم را تعيين كرد ؛ - اشپولر ، تاريخ در قرون نخستين اسلامى ، ص 193 . ( 2 ) . حاكم تركستان اين هنگام نصر خان بود كه فايق را در رأس سپاهى اندك به بخارا فرستاد .