قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1973

تاريخ الفي ( فارسى )

فايق به استقبال بيرون آمده در سلك خواص امراى بغرا خان منسلك گشت . و چون بغرا خان بر سرير حكومت و سلطنت قرار گرفت ، فايق رخصت طلبيد كه به بلخ رود و مال آن مملكت را متصرّف شود و محصولات او را از رعايا تحصيل نمايد و سكّه و خطبه در آن ولايت به اسم بغرا خان نمايد . بنابراين ، فايق رخصت يافته به بلخ روان گشت . در اين وقت امير نوح سامانى فرصت يافته بىاختيار از بخارات بيرون آمده از آب جيحون گذشته بر كنار شطّ آب آمل « 1 » قرار گرفت و در آنجا جمعى كثير از مماليك سامانيّه كه سرگردان و بىسامان مىگشتند ، به او ملحقّ شدند و از اطراف و جوانب لشكرهاى بسيار در ظلّ رأيت او جمع شدند . و چون از ابتداى ظهور اين فتنه و آشوب امير نوح هميشه مكتوبات ملاطفت‌آميز به ابو على سيمجور مىفرستاد و او را به نصرت و معاونت خويش و قضاى حقوق سابقه دعوت مىنمود و ابو على در اين باب به طرز دنياداران پرنفاق امير نوح را به سخنان دروغ فريب مىداد تا آنكه در اين وقت كه امير نوح بر شط آمل فرودآمد ، بار ديگر ايلچى [ اى ] پيش ابو على فرستاده از وى مدد خواست و گفت : انتظار از حدّ گذشت و كار از دست رفت . وقت است كه به قضاى حقوق سابقه قيام نمايى و در معاونت آل سامان به گذشتگان خود كه در دولتخواهى اين دولت دقيقه‌اى نامرعى نمىگذاشتند ، اقتدا و پيروى نمايى . و امثال اين مرغبات بسيار به او نوشته بودند . امّا ابو على همچنان بر عادت لئيم و خلق زميم خود مصرّ بوده قدم در اعانت امير نوح پيش نمىنهاد ، تا آنكه حقّ ، سبحانه و تعالى ، مهمّات امير نوح را بىمنّت خلق بر وجه احسن ساخته او را به مقرّ عزّ و جاه خود رسانيد و دشمنان او را مخذول و منكوب گردانيد . امّا اين لطيفهء سبحانى در وقتى از پردهء خفا به منصّهء ظهور جلوه‌گر شد كه امير نوح از جميع جوانب مأيوس گشته ، دست اميد به درگاه بىنياز كارساز برآورده ، از روى اخلاص خلاص خود را از آن ورطهء مهلكه مسئلت نمود . و كيفيّت آن قضيّه در تواريخ معتبره چنين آورده‌اند كه چون بغرا خان از هواى بخارا متأذّى شده مزاج او از صحّت منحرف گشت و شآمت طمع در خاندان قديم شامل حال نكبت‌مآل او شده مرض او روزبه‌روز روى به ازدياد مىنهاد و چون علاج بيمارى خود منحصر در هواى تركستان مىدانست ، لاجرم از بخارا بيرون آمده متوجّه آن صوب گشت « 2 » . اهل بخارا بعد از بيرون رفتن بغرا خان فرصت غنيمت دانسته [ در ] نهب و غارت و قتل مردم بغرا خان دلير [ ى ] نموده جمعى كثير را از سپاه

--> ( 1 ) . اين آب در اكثر منابع تاريخى از جمله ترجمهء تاريخى يمينى ( ص 96 ) به صورت « آمل شط » ضبط شده است . ( 2 ) . عتبى مىنويسد : « بغرا خان به هواى بخارا متأذّى شد و نحوست بغى و طغيان و شومى طمع در خاندان قديم و دودمان كريم درو رسيد و به علّتى صعب گرفتار شد ، و معالجت خويش جز معاودت هواى تركستان نشناخت . . . » ؛ - جرفاذقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 98 .