قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1963
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هفتادم از رحلت خير البشر در روضة الصّفا مسطور است كه چون خبر موت شرف الدّوله در شيراز انتشار يافت نگاهبانان صمصام الدّوله او را از حبس بيرون آوردند و لشكرى عظيم در ظلّ رايت او جمع شدند . بهاء الدّوله بر اين معنى اطلاع يافته با لشكرهاى عراق عرب متوجّه دفع صمصام الدّوله گشت . بعد از محاربات بسيار مهمّ ميانهء ايشان به صلح قرار گرفت مشروط بر اينكه بلاد فارس و ارجان متعلّق به صمصام الدّوله باشد و خوزستان و عراق عرب متعلق به بهاء الدّوله . بنابراين ، بهاء الدّوله به جانب بغداد مراجعت نموده در تسكين فتنهاى كه در وقت غيبت او در بغداد از اوباش و رنودان ديار روى نموده بود ، سعى و اهتمام نموده اهل فساد را از ميانه برانداخت . و در الكامل التّاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه چون بهاء الدّوله از عراق عرب در اين سال به قصد تسخير ولايت فارس متوجّه آن صوب گشت در بغداد ابو نصر خراسانى را قائممقام خود گذاشته بود و چون به بصره رسيد خبر فوت برادرش ، ابو طاهر ، به وى رسيد . چند روز در بصره جهت تعزيهء برادر توقّف نموده متوجّه ولايت خوزستان گشت و آن ولايت را به تصرّف خود درآورده از نقد هزار هزار دينار و هشتصد هزار درهم از آن ولايت به دست آورد و از جواهر گرانمايه و جواهر نفيسه آن مقدار بود كه از شمار آن عاجز بود . چون اين اموال را بهاء الدّوله تصرّف نمود لشكريان بر وى شوريدند ؛ چراكه ، مرسوم چندسالهء ايشان نرسيده بود . بنابراين ، بهاء الدّوله تمامى اين اموال را بر لشكر خود قسمت نموده متوجّه شيراز گشت . در اوّل ابو العلا با لشكرى آراسته به ولايت نوبنديجان درآمد و لشكر صمصام الدّوله كه در آنجا مىبود ، طاقت مقاومت ابو العلا نياورده فرار بر قرار اختيار نمودند و مردم ابو العلا در نواحى ولايت فارس دست به نهب و غارت برآورده دمار از مردم روزگاران ديار برآوردند .