قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1945
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و شصت و ششم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و شصت و ششم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر كه سال چهارم بود از امارت صمصام الدّوله بر بغداد ، ميانهء او و برادرش شرف الدّوله جنگ واقع شد و صمصام الدّوله گرفتار گشت و جمعى از امرا به شرف الدّوله گفتند : كه او را يا امارت بايد داد يا بايد كشت . شرف الدّوله به هيچيك از اين دو قول عمل ننموده بنابر مصلحت ملكى او را به جانب شيراز فرستاد تا در يكى از قلاع « 1 » آن ديار محبوس باشد . و در تاريخ ابن أثير جزرى آورده كه سبب ارسال شرف الدّوله را به قلاع فارس آن بود كه بعد از گرفتن او در ميانهء ديلم و اتراك نزاعى واقع شد . ديلميان بر كثرت خود اعتماد نموده از تركان بلكه از شرف الدّوله نيز حساب نمىگرفتند ؛ چه ، ديلم پانزده هزار سوار بودند و اتراك سه هزار سوار . القصّه ، روزى در اصطبل شرف الدّوله ميانهء اتراك و ديلم منازعه به جايى رسيد كه جانبين صفوف آراسته به محاربه مشغول شدند . در اين اثنا ، ديلميان جماعتى را فرستادند كه صمصام الدّوله را از دست موكلان شرف الدّوله انتزاع نموده به ايشان رسانند . اتّفاقا ، پيش از آنكه اين جماعت آنجا برسند شرف الدّوله از حقيقت حال اطلاع يافته در حفظ صمصام الدوله اهتمام تمام نموده و در امداد اتراك نيز سعى بليغ فرمود . در اين محاربه اگرچه اوّلا تركان هزيمت يافتند و ديلميان تعاقب ايشان نمودند ، امّا آخر الأمر جمعى از اتراك كه در كمينگاه منتظر مىبودند ، از عقب ديلميان درآمده قريب سه هزار كس از ايشان را به قتل رسانيدند و باقى ديالمه متفرق شده
--> ( 1 ) . صمصام الدّوله را در قلعهء « پهن دژ » شيراز محبوس كردند ؛ - ابن بلخى ، فارسنامه ، 166 ؛ فسايى ، فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، ص 224 .