قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1946

تاريخ الفي ( فارسى )

بعضى پيش شرف الدّوله رفتند و بعضى به اطراف و جوانب گريختند . القصّه ، شرف الدّوله مظفّر و منصور به بغداد آمد و خليفه ، الطايع باللّه عباسى ، به استقبال او بيرون آمد و شرف الدّوله در پيش خليفه از اسب پايين آمده زمين ادب ببوسيد . و چون شرف الدّوله ديالمه را به صمصام الدّوله مايل مىيافت ، ناچار او را به قلاع فارس فرستاد و ميانه اتراك و ديالمه مصالحه فرمود و شرف الدّوله در بغداد از جهت جذب قلوب اهل آن ديار با مردم بسيار انعام و احسان مىورزيد ، خصوصا جماعتى را كه صمصام الدّوله مستأصل گردانيده بود تربيت نمود . مثل آنكه شريف محمّد بن عمر كه صمصام الدّوله املاك او را گرفته بود ، تمامى املاك او را بازگردانيد . همچنين تمامى املاك نقيب النقبا ابو احمد [ حسين ] موسوى « 1 » ، پدر علم الهدى ، را باز داد و مردم را از سعايت و سخن‌چينى بسيار منع مىفرمود . و در همين سال مظفّر بن على ، والى ولايت بطيحه ، وفات يافت و به جاى او خواهرزادهء او ، ابو الحسن علىّ بن نصر « 2 » ، به حكومت آن ديار قرار گرفت . و چون اين ابو الحسن در عقل و كياست كمال داشت با مردم در مقام احسان و نيكويى شد ، چنانچه از اطراف و جوانب مردم به آن ولايت رونهادند و اكابر و افاضل عالم در آنجا وطن ساختند و عمارات عالى پرداختند . و چون ابو الحسن با ديالمه در مقام اطاعت و انقياد مىبود ، بهاء الدّوله دختر خود را به او داد و شأن او بسيار زياده گشت تا آنكه القادر باللّه از بغداد گريخته پناه به او برد و ابو الحسن ، القادر باللّه را آنچنان نگاهداشت كه هيچ احدى پناه‌بردهء خود را ، الى يومنا هذا ، آنچنان نگاه نداشته ؛ و القادر باللّه پيش او بود تا آنكه به مرتبهء خلافت رسيد ، چنانچه تفصيل آن عن‌قريب مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از اكابر منجّمين در اين سال ، ابو الحسين عبد الرّحمن صوفى كه صاحب صور كواكب است ، وفات يافت . اين عبد الرّحمن پيش عضد الدّوله كمال تقرّب داشت و مولدش در رى بود سنهء احدى و تسعين و مأتين « 3 » من الهجره . و در همين سال در شهر موصل زلزله‌اى عظيم واقع ، شد ، چنانچه اكثر عمارات آن شهر خراب شد و خلقى بىشمار در آنجا هلاك گشت . و در همين سال ، منصور بن يوسف ، والى افريقيه ، وزير خود ، عبد اللّه كاتب ، را به قتل رسانيد و به جاى او يوسف بن ابو محمّد را وزير خود ساخت « 4 » . و در اين سال ، در عراق عرب قحطى عظيم واقع شد ، چنانچه اكثر مردم آن ديار از گرسنگى هلاك شدند .

--> ( 1 ) . وى والد سيّد رضى و سيّد مرتضى بود . ( 2 ) . وى از طرف شرف الدّوله ملقّب به « مهذّب الدّوله » بود . ( 3 ) . سال دويست و نود و يك . - و . ( 4 ) . يوسف بن ابو محمّد قبل از اين والى قفصه بود ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 15 ، ص 169 .