قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1924
تاريخ الفي ( فارسى )
بعد از فراغ از اين وصايا فرمود تا تمامى اعيان ديالمه را فراخور هريكى خلعتهاى فاخر پوشانيدند ، و همچنين امراى ترك را نيز خلعتهاى فاخر داد و بعد از اندك روز ركن الدّوله وفات يافت . مدّت سلطنت او سى و چهار سال بود « 1 » . شانزده سال و نيم در ايّام عماد الدّوله و هفده سال و نيم بعد از آن . ركن الدّوله پادشاهى نيكوسيرت صافىطينت بود و با رعيّت در كمال عدالت بود « 2 » و با سادات و علما و فضلا در مقام تعظيم و احترام مىبود . بعد از فوت ركن الدّوله ، مؤيّد الدّوله از كمال عقل و كياست بىرخصت عضد الدّوله در مملكتى كه پدر به او داده بود ، دخل نكرده قاصدى پيش عضد الدّوله فرستاده پيغام داد كه : « اختيار ملك و مال مفوّض به رأى و رؤيت آن كعبهء آمال است . » عضد الدّوله را اين معنى موافق مزاج افتاده در ازدياد مرتبهء او كوشيد . فخر الدّوله بعد از فوت پدر از برادر بزرگ حسابى نگرفته بىمشورت او متصدّى حكومت گشت . عضد الدّوله به واسطهء اين از فخر الدّوله رنجيده درصدد تنبيه و گوشمال او شد . بنابراين ، مؤيّد الدّوله را بر اين داشت كه با فخر الدّوله در مقام منازعه درآيد . فخر الدّوله چون بر حقيقت حال او اطلاع يافت از رى متوجّه جرجان گشت و از جرجان به خراسان رفته از نوح بن منصور سامانى استمداد نموده متوجّه جنگ مؤيد الدّوله گشت . امّا مؤيّد الدّوله با وجود آنكه فخر الدّوله لشكر خراسان همراه داشت بر آن غالب آمده او را از ولايت خود بيرون كرده از روى استقلال به حكومت آن ديار مشغول گشت . و از جمله وقايع اين سال فوت حكم اموى « 3 » است كه مدّت پانزده سال و پنج ماه سلطنت بلاد اندلس كرد . لقب او « المستنصر باللّه » بود و زمان حياتش شصت و سه سال و هفت ماه بود و در ميانهء ملوك به دانستن علم فقه و خلافت و تواريخ ممتاز بود . بعد از وى هشام بن حكم كه ملقّب به « المؤيّد باللّه » بود ، قائممقام پدر خود بر سرير حكومت بلاد اندلس متمكّن گشت . و در اين سال ، شريف المعالى بن سيف الدولة بن حمدان كه از دست تغلب مولاى پدر خود قرغويه از حلب گريخته در مدينهء ميّافارقين مىبود ، باز بر حلب مستولى شد . سبب آن بود كه قرغويه چون بر ولايت حلب استيلا يافت بكجور ، غلام خود ، را به نيابت خود در حلب گذاشته خود به عيش و فراغت مشغول گشت . بكجور بعد از اندك فرصت كه پيدا كرده مولاى خود قرغويه را گرفته در بند كرد و خود به استقلال به حكومت حلب و حوالى آن قيام نمود . و
--> ( 1 ) . در تاريخ بناكتى ( ص 220 ) سال مرگ ركن الدّوله سيصد و پنجاه و هشت و مدّت پادشاهى او بيست و هشت سال آمده ، ولى در الكامل ، ( ج 15 ، ص 84 ) و فارسنامهء ناصرى ( ج 1 ، ص 220 ) مدّت پادشاهى بيست و چهار سال ضبط شده است . ( 2 ) . ابن أثير مبالغ زيادى از مروّت و عدالت و وفا به عهد ركن الدّوله آورده است ؛ - الكامل ، ج 15 ، ص 84 به بعد . ( 3 ) . الكامل : الحاكم بن عبد الرّحمن بن محمّد بن عبد اللّه بن محمّد بن عبد الرّحمن المستنصر باللّه اموى .