قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1909

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و پنجاه و يكم از رحلت خير البشر در اين سال ، المعزّ لدّين اللّه علوى با زن و فرزند خويش و پيوند و عساكر و حشم بسيار و مال و منال بىشمار از مغرب متوجّه مصر گرديد . از جمله تجمّلات زرها زده بود از طلا و نقره هريك به وزن آسيا « 1 » سنگى كه يكى از آنها را شترى قوى بيش از يك فرسخ نتوانستى كشيد ، و لهذا در هرفرسخى بر شترى بار مىكردند و در اين آمدن ، و العهدة على الرّاوى ، پانزده هزار شتر و ده هزار استر در زير صندوقهاى زروسيم و سلاح ، به غير از خيمه و آلات و ادوات آن ، به قلم آمده بود . القصّه ، چون به حدود مصر رسيد اكابر و اشراف مصر به استقبال او تا به اسكندريه آمده به شرف دستبوس او رسيدند و به عزّهء ميمون و طلعت همايون او شاديها نمودند و شدّت فراق و سختى اشتياق خود را معروض داشته به شكرانهء اين نعمت شاديها نمودند و به نوازش و استمالت پادشاهانه اختصاص يافتند . چون خليفه به محروسهء معزيّه نزول اجلال فرمود به اساس عدل و انصاف چنان اشتغال نمود كه مزيدى بر آن متصوّر نبود و سخاوت و جود المعزّ لدّين اللّه در آن‌وقت به مرتبه‌اى بود كه هرروز چند صندوق پرزر در بارگاه در پيش او مىنهادند و بعد از بار عام و برداشتن خان ، درويشان را اجازت بودى كه به يك دست چندان كه توانند برگيرند . و الحال آن صندوقها در قلعهء مصر موجودند ، امّا كرم و زر مفقود است . و در محرّم اين سال روميان بلاد جزيره و ديار بكر را نهب و غارت نموده خلقى كثير را به قتل

--> ( 1 ) . ابن أثير مىنويسد : « . . . دينارها را تبديل به شمش كرد و به شكل سنگ آسياب و هردو سنگى از آن شمشها بر شترى بار كردند » ؛ - الكامل ، ج 15 ، ص 31 .