قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1900
تاريخ الفي ( فارسى )
مختفى شد كه هيچ احدى از وى خبر نيافت . و در اين سال ، لشكر روم به بلاد انطاكيه رفت و خلقى بسيار به قتل رسانيد و دوازده هزار نفر از مسلمانان اسير بردند و به صحّت و سلامت به جانب بلاد خود مراجعت نمودند كه هيچ يك از امراى اسلام متعرّض ايشان نتوانست شد . و در اين سال به واسطهء بىآبى تمام شتران حجّاج مكّه تلف شدند و به واسطهء آن جماعتى قليل از حجّاج به زيارت حرمين رسيدند . و از جمله وقايع اين سال آنكه ميانهء ابو المعالى شريف بن سيف الدّولة بن حمدان و ميانهء خال او ابو الفراس « 1 » بن سعيد بن حمدان كه پسر عمّ پدرش بود ، در موضع صدد « 2 » محاربهء عظيمى واقع شد ، چنانچه ابو الفراس بن سعيد در معركه به قتل رسيد . و در اين سال ، از اعيان ابراهيم بن جعفر المقتدر وفات يافت . وى چنانچه قبل از اين قلمى شد مدّتى قليل خلافت كرد . بعد از آن چون دانست كه جمعى درصدد عزل او شدهاند كه او را قدرت دفع ايشان نبود ، بالضّروره خود را از خلافت عزل نموده در خانهء خود بنشست تا آنكه در اين سال به اجل موعود درگذشت . مدّت عمرش شصت سال بود . و از تاريخ ابن كثير شامى چنين برمىآيد كه وفات كافور اخشيدى ، والى مصر ، نيز از جملهء وقايع اين سال بود . اين كافور اصل غلام سلطان محمّد بن طغج بن اخشيد بود كه وى او را از بعض تجّار مصر به هيجده دينار خريده بود . آخر الأمر ، كارش به جايى رسيد كه بعد از فوت محمّد بن طغج ايالت تمامى ديار مصر و شام و حجاز بر وى قرار گرفت و از روى استيلا و استقلال فرمانفرماى آن ولايت گشت ، چنانچه در اين ولايات اسم او را بر رؤوس منابر ياد مىكردند . و اين كافور در شجاعت و سخاوت بىنظير بود . بنابراين شعراى عرب مدح وى بسيار گفتندى . متنبّى بعد از آنكه از سيف الدّوله آزار يافت به مصر رفت و مدح كافور گفت و كافور او را تعظيم و تكريم بسيار مىكرد . اما چون متنّبى به نوعى مىزيست كه مردم را خيال آن شد كه وى صاحب داعيه است كافور از وى ملاحظه نموده او را از مصر بيرون كرد و متنبّى او را هجو كرده از مصر به فارس پيش عضد الدّوله رفت تا آنكه در حين بازگشتن از فارس كشته شد ، چنانچه سابقا تفصيل آن مذكور شد .
--> ( 1 ) . ابو الفراس از بزرگترين امرا ، شعرا و مجاهدين در عالم تشيّع بود كه اشعار نغز و قصايدى قوى در منقبت آل على از وى بازمانده است . ( 2 ) . صدد : قريهء كوچكى است نزديك حمص .