قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1889

تاريخ الفي ( فارسى )

مراجعت نمود . بنابراين ، چون لشكر از سيستان بيرون رفت طاهر بن حسين كه در كمين منتهز فرصت مىبود ، فى الحال لشكرى جمع آورده متوجّه دفع خلف گشت . چون خلف بن احمد هنوز قوّت نگرفته بود بالضّروره باز به جانب بخارا رفته از منصور سامانى لشكر آورده طاهر بن حسين را نوبت ديگر از سيستان بيرون كرد . اين نوبت در سيستان استقلال و تمكّن تمام به هم رسانيده آخر الأمر كار به جايى رسانيد كه با امير منصور سامانى در مقام سركشى درآمده ترك ارسال تحف و هدايا كه هرسال جهت منصور مىفرستاد ، نمود « 1 » . از اين جهت مزاج منصور از وى منحرف شده لشكرى عظيم به جنگ او فرستاد و امير اين لشكر طاهر بن حسين بود . القصّه ، چون طاهر بن حسين از جانب حسين متوجّه دفع خلف گشت ، خلف بن احمد در قلعهء اوك كه از مشاهير قلاع آن ديار است ، متحصّن گشت . مدّت محاصرهء لشكر منصور خلف بن احمد را در آن قلعه سه سال نوشته‌اند كه در اين مدّت بر وى به هيچ‌وجه دست نيافتند . او از درون قلعه مارها در منجنيق كرده مىانداخت تا آنكه در يك ساعت اردوى ايشان پر از مار شد ، و اين جماعت بالضروره از آنجا برمىخاستند و به موضع ديگر مىرفتند . چون اين خبر به سمع منصور رسيد ، ابو الحسن « 2 » [ محمّد بن ] سيمجور را كه از امارت خراسان عزل شده و در قهستان مىبود ، حكم شد كه به مدد طاهر بن حسين رفته خلف احمد را مستأصل گرداند . چون ميانهء ابو الحسن سيمجور و خلف بن احمد دوستى و محبّت بود ابو الحسن در مقام اصلاح درآمده پيش خلف فرستاد كه : تو را به امير منصور مخالفت نمودن مناسب نيست ، اولى آنكه تو اين قلعه را به من تسليم نمايى و من متعهد مىشوم كه هيچ‌كس ضررى و آسيبى به تو نرساند . خلف بن احمد نصيحت ابو الحسن را قبول نموده از قلعهء اوك بيرون آمده به قلعهء طارق رفت . ابو الحسن به قلعهء اوك درآمده خطبه به نام امير نوح سامانى خوانده و قلعه را به طاهر بن حسين سپرد . و در اين سال ، از اعيان شعرا ابو الطيب احمد بن الحسين الجعفى كه مشهور به « متنبّى » است « 3 » ، وفات يافت . تولّد او در كوفه بود در سنهء ستّ و ثلث مائه من الهجره و نشو و نماى او در بلاد شام و باديه بود . او در جوانى در علوم ادبى بر اهل زمان فايق شد و كار او در شعر عرب به جايى رسيد كه شعراى عرب او را بر امرؤ القيس ترجيح مىدادند « 4 » . وى در اوّل حال ملازم

--> ( 1 ) . به عقيدهء اكثر مورخين اين نخستين خلل و ضعفى بود كه به دولت سامانيان رسيد . ( 2 ) . هر سه نسخه : ابو الحسين . ( 3 ) . متنبّى لفظا به معنى آنكه به دروغ اداى پيغمبرى كند ؛ مرحوم مدرس نوشته است : « به نوشتهء بعضى از ارباب سير ، لقب متنّبى نه به جهت ادعاى نبوّت ، بلكه به جهت اين كلام خود اوست كه : انا نبّى الشعرا ، يا انا اوّل من تنبى بالشعر ؛ - ريحانة الأدب ، ج 5 ، ص 171 . ( 4 ) . ديوان او يكى از بزرگترين سرمايه‌هاى ادب است و در حدود شصت شرح مختصر و مفصّل را بزرگترين دانشمندان -