قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1887

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و چهل و چهارم از رحلت خير البشر در اين سال ، قيصر روم با لشكرى بسيار باز متوجّه تسخير مدينه مصيصيه گشت و اين نوبت به جانب مدينهء طرسوس روان شد و اهل طرسوس از وى امان خواستند و او اهل آن شهر را به شرط آنكه از آن شهر جلا نموده به جانب ولايت روم روند امان داد و مسجد جامع طرسوس را طويلهء اسبان ساخت و منبر را بسوخت و قناديل جميع مساجد را جمع نموده به كنايس خود فرستاد و عزيمت آن نمود كه در شهر طرسوس اقامت نمايد ؛ چه ، به بلاد اسلام نزديك است . آخر الأمر ، باز فسخ اين عزيمت نموده به جانب قسطنطنيه مراجعت نمود و اين نوبت نيز دمستق ، والى ارمن ، همراه او بود . و هم در اين سال ، المطيع باللّه منشور نقاب طالبيان و امارت حاجّ به ابو احمد حسين بن موسى الموسوى كه پدر سيد مرتضى علم الهدى و سيد رضى « 1 » الدّين بود ارزانى داشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در انطاكيه مردى كه او را « رسيق نسيمى » گفتندى « 2 » ، به امداد ابن اهوازى طحان ، يعنى آسيابان ، خروج كرده انطاكيه را گرفت ؛ چه ، سيف الدّوله به مهمّ رفتن به جانب روميان مشغول بود . بنابراين ، ايشان فرصت غنيمت دانسته انطاكيه را مسخّر ساختند و بعد از تسخير انطاكيه لشكرى [ 225 الف ] انبوه جمع آورده متوجّه حلب شدند « 3 » . نايب سيف الدّوله در حلب با ايشان محاربات بسيار كرده آخر الأمر ، طاقت مقاومت نياورده به قلعهء شهر متحصّن شد و رسيق نسيمى و ابن اهوازى بر شهر حلب استيلا يافتند . در اين اثنا ، سيف الدّوله بشارة نام ، غلام خود ، را با لشكرى عظيم به دفع ايشان فرستاد .

--> ( 1 ) . وى جامع نهج البلاغه على ( ع ) است . در باب شريف رضى و خاندان وى ؛ - دكتر زرّين‌كوب ، دفتر ايّام ، ص 265 به بعد . ( 2 ) . الكامل : رشيق . ( 3 ) . پس از شورش رسيق در انطاكيه ، نمايندهء سيف الدّوله ، قرعويه ، از انطاكيه فرار كرده و در حلب متحصّن شده بود .