قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1884

تاريخ الفي ( فارسى )

عادت جمعى ، كثيرى از لشكريان خود را در كمين گذاشت و خود با جمعى قليل پيش‌پيش مىرفت . چون معزّ الدّوله را از روى غرور اعتقاد آن بود كه ناصر الدّوله با او هرگز مقابل نخواهد بود بنابراين مقيّد به لشكرآرايى نشده متعاقب او مىراند . و ناصر الدّوله بر اين معنى اطلاع يافته بازگشته روىبه‌روى معزّ الدّوله بايستاد و بعد از اندك فرصت آن جماعتى كه در كمين نگاه داشته بود از عقب معزّ الدّوله درآمده او را در ميان گرفتند . چون معزّ الدّوله طاقت مقاومت او نداشت ناچار روى به گريز نهاده جمعى كثير از مردم او كشته شدند . القصّه ، معزّ الدّوله مراجعت نموده به موصل درآمده در آنجا قرار گرفت و ناصر الدّوله به نصيبين رفت . آخر الامر ، جماعتى از علما و اعيان در ميانهء ايشان درآمده مهمّ بر مصالحه قرار دادند به شرط آنكه ابو تغلب « 1 » ، پسر ناصر الدّوله ، وليعهد پدر خود باشد بعد از فوت وى و مال مقرّرى سال‌به‌سال مىداده باشد . معزّ الدّوله نيز به اين معنى رضا داده به جانب بغداد مراجعت نمود . و از جمله وقايع اين سال يكى آن بود كه در بلاد ديلم شخصى از سادات حسينى كه او را « ابو عبيد اللّه « 2 » محمّد بن الحسين » گفتندى و در ميانهء مردم معروف به « ابن داعى » بود پيدا شد و خود را مهدى موعود مىگفت . بنابراين ، مردم بسيار جمع شدند و شوكت او بلند گشت ، چنانچه ناصر علوى از ترس گريخته از ديلم بيرون رفت . و در همين سال ، قيصر روم با دمستق والى ولايت ارمن اتّفاق نموده متوجّه بلاد طرسوس شد و بعد از اندك روز از محاصره در ميانهء ايشان آنچنان وبايى افتاد كه اكثر ايشان هلاك شدند و باقى مخذول و منكوب بازگشته روى به بلاد خود نهادند . و از جمله وقايع اين سال جنگ اهل صقليّه بود با فرنگ و استمداد نمودن اهل صقليّه از المعزّ لدّين اللّه علوى . اين واقعه نزد اهل تاريخ مشهور به « واقعهء مختار » است . تفصيل اين مجمل آنكه در اين سال لشكرى عظيم از فرنگ كه قريب به صد هزار كس بلكه زياده از آن متوجّه تسخير ولايت صقليه گشتند . و چون والى صقليّه از آمدن ايشان خبر يافت كس پيش المعزّ لدّين اللّه علوى فرستاده از وى مدد خواست و المعزّ لدّين اللّه لشكرى انبوه به مدد او فرستاد . بعد از تلاقى فريقين از اوّل روز تا به وقت نماز عصر ميانهء اين دو طايفه آتش جدال و قتال اشتعال داشته و بعد از نماز عصر امير فرنك كه « متوبل » نام داشت ، به قتل رسيد و فرنگيان رو به هزيمت نهادند و در وقت گريختن اكثر ايشان در بيابان هلاك شدند و قليلى خود را به كشتيها رسانيدند ، امّا صاحب جزيرهء صقليّه كه « امير احمد » نام داشت ، فى الحال خود در كشتى سوار شده كشتيهاى فرنگ را تعاقب نموده اكثر ايشان را دستگير كرده و چندان غنايم از زر نقد و مركب و سلاح در اين

--> ( 1 ) . ابن أثير نام وى را « فضل اللّه غضنفر » نوشته است ؛ - الكامل ، ج 14 ، ص 265 . ( 2 ) . الكامل : ابو عبد اللّه .