قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1837
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و بيست و هفتم از رحلت خير البشر معزّ الدّوله بويه در اين سال از بغداد متوجّه موصل گشت . ناصر الدّوله چون از توجّه او خبر يافت از موصل به جانب نصيبين رفت . معزّ الدّوله بر ولايت موصل استيلا يافت و ظلم بسيار كرد و از اهالى آن ديار زر بسيار گرفت و قصد آن داشت كه تمامى ولايات ناصر الدّوله را تصرّف كند كه ناگاه از ركن الدّوله برادرش خبر رسيد كه : سامانيّه از خراسان با لشكرى بسيار متوجّه حرب او شدند ، البّته از امداد من غافل نبايد بود . معزّ الدّوله چون اين خبر شنيد با ناصر الدّوله مصالحه كرد بر آنكه هر سال مبلغ هشت هزار درم از ولايت خود به جهت معزّ الدّوله فرستد و اسم او و هر دو برادرش در خطبه مىخوانده باشد . ناصر الدّوله چون قبول اين شرايط كرد معزّ الدّوله متوجّه بغداد گشت و از بغداد با لشكرى عظيم با منشور ولايت خراسان از خليفه ، المطيع باللّه ، جهت برادر خود ، ركن الدّوله ، فرستاد . و در همين سال ، سيف الدّولة بن حمدان از حلب به قصد تسخير بعضى بلاد روم رفت و ميانهء او و روميان جنگ عظيم شد . آخر الأمر ، سيف الدّوله به شكست رفت و روميان بر بلدهء مرعش « 1 » استيلا يافتند و از طرسوس بعد از شكستن و قتل بسيار خلقى كثير را به اسيرى گرفتند . و در همين سال ، منصور بن قراتكين به اتّفاق امير وشمگير با لشكرى آراسته از خراسان متوجّه جرجان گشتند . چون منصور قراتكين را با وشمگير انحراف مزاجى به هم رسيده بود با حسن فيروزان مهمّ به صلح قرار داد و پسر او را به رهن گرفت و باز پسر او را واپس فرستاد و خود از امير نوح شاكى آن
--> ( 1 ) . مرعش : بنا به گفته ياقوت شهرى بوده در سرحدّ ميان شام و روم كه داراى دو بارو و يك خندق بوده ، و نيز بارويى كه مروان حمار ، آخرين خليفهء امويان ، آن را ساخته است . ( معجم البلدان ) امروز اين شهر در تركيه و در حدود شمال سوريّه واقع است ، كنار درياچهاى در شمال غربى شهر منبج .