قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1517

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و يازدهم و دويست و دوازدهم از رحلت خير البشر و در سال دويست و يازدهم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بغاى كبير « 1 » كه از امراى عظام معتصم بود ، با بابك خرّمى جنگ كرده و كشته شد . و در همين سال نوبت ديگر افشين به جنگ بابك رفت و جمعى كثير را از سپاه او به قتل رسانيد . و در سال دويست و دوازدهم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، باز افشين به جنگ بابك رفت و اين نوبت بابك تاب مقاومت نياورده با جمعى اندك از خويشان و برادران و اهل و عيال خود گريخته روى به ارمنيه نهاد « 2 » . چون از مأكول و مشروب چيزى با ايشان نمانده بود بابك به لباس تاجران درآمده به نواحى قلعهء سهل بن سنباط كه يكى از بطارقهء روم بود ، رسيده به كنار آبى فرود آمده رمه را ديد . از چوپان گوسفندى خريدند . شبان فى الحال پيش سهل بن سنباط رفت و گفت : جمعى چنين و چنان در فلان موضع فرود آمده‌اند . سهل گفت : يقين كه اين بابك است با اتباعش . آنگاه سهل سوار شده متوجّه آن موضع شد . چون نظرش بر بابك افتاد از اسب فرود آمده زمين ادب را ببوسيد و گفت : ايّها الملك ، خاطر جمع دار و از روى فراغت خاطر به اين حصن حصين نزول فرماى . و چندان استمالت و ملامت نمود كه بابك با اتباعش فى الحال روى به آن قلعه رفته در آنجا فرود آمدند . سهل بن سنباط ، بابك را بر سرير نشانيده كمر خدمت و طاعت در ميان بست و مردم او را هر يكى را به منزل نيكو فرود آوردند . چون طعام پيش بابك حاضر ساختند سهل بن سنباط در طعام خوردن با او شريك

--> ( 1 ) . بغا يكى از بزرگترين سالاران ترك معتصم بود . ( 2 ) . تصرّف بذّ ، مقرّ حكومت بابك ، به دست افشين و فرار بابك به سوى ارمنيه در بيست و يكم رمضان سال دويست و بيست و دو اتفاق افتاد .