قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1805
تاريخ الفي ( فارسى )
بريدى برادر خود را با لشكرى تازه بازگردانيده به جنگ سيف الدّوله فرستاد . اين نوبت سيف الدّوله شكست يافت امّا در اين اثنا ، ناصر الدّوله خود با لشكرى عظيم به مدد برادر خود رسيده جماعتى كثير از امراى بريديّه را به قتل رسانيده و جماعتى كثير را اسير گرفت و سيف الدّوله تعاقب فراريان نمود . ابو عبد اللّه بريدى چون طاقت مقاومت ايشان نداشت واسط را گذاشته متوجّه بصره گرديد و سيف الدّوله در بصره قرار گرفت و ناصر الدّوله در سيزدهم شهر ذيحجّه [ 217 الف ] با اسيران بسيار كه از مردم ابو عبد اللّه بريدى به دست آورده بود ، به بغداد درآمد . مردم بغداد از اين سبب بسيار خوشحال گرديدند ؛ چرا كه ، از بريديان بسيار آزار كشيده بودند . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه محرّم اين سال ستارهء ذنبدار كه سرش به جانب مغرب و ذنبش به جانب مشرق ظاهر شده ، ذنب او روشنايى بسيار داشت و سيزده روز مانده بود بعد از آن بر طرف گشت . و در همين سال ، روميان به حوالى حلب آمده خلقى بسيار به قتل رسانيدند و پانزده هزار كس اسير گرفتند . و در همين سال ، والى طرسوس به بلاد روم رفت و خلقى بسيار اسير كرده غنايم بىشمار به دست آورده سالما غانما بازگشت . و در اين سال ، مرزبان ديلم از ديسم بن ابراهيم كرد « 1 » كه از ملازمان يوسف بن ابو السّاج بود و بعد از وى بر آذربايجان استيلا يافته ولايت آذربايجان را گرفت و ديسم گريخته به ارمنيه رفت . غلبّه مرزبان ديلمى بر ديسم كرد آن بود كه بر مذهب خوارج بود و اظهار بغض امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب بسيار مىنمود و مرزبان در تشيّع كمال غلوّ داشت . بنابراين ، اكثر مردم آذربايجان از ديسم برگشته به مرزبان پيوستند و ديسم را چون طاقت مقاومت مرزبان ديلمى نماند ناچار آذربايجان را گذاشته پناه به حاكم ارمنيه برد . چون مرزبان در آذربايجان استقلال و تمكّن پيدا كرد وزيرش علىّ بن جعفر با لشكريان وى سلوك ناهموار مىنمود و طمع بسيار از ايشان مىكرد تا آنكه سپاهيان اتّفاق نمودند كه علىّ بن جعفر وزير را بكشند . على از اين معنى خبردار شده درصدد حيلهء خلاصى خود درآمده با مرزبان خاطرنشان كرد كه مبلغى زر از آذربايجان گرفتنى است . اگر امير جمعى از ديلميان را همراه من كند من آن مبلغ را تحصيل نموده به خزانه و اصل سازم . مرزبان فى الحال جمعى از ديلميان همراه علىّ بن جعفر كرد تا به هر خدمتى كه او فرمايد قيام نمايند . علىّ بن جعفر به تبريز آمده مردم ولايت تبريز را از ظلم مرزبان ترسانيد و گفت : بر شما معلوم خواهد شد كه مرزبان چه نوع ظالم است و آن مقدار زر از شما خواهد گرفت كه شما
--> ( 1 ) . ابن حوقل ، ديسم را پسر « شادلوبه » مىنويسد ، ولى گويا اين كلمه نام آن طايفهاى بوده كه پدر ديسم از ايشان دختر گرفت ؛ - احمد كسروى ، شهرياران گمنام ، پاورقى ص 54 .