قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1806
تاريخ الفي ( فارسى )
همه محتاج و گدا شويد . مردم تبريز از اين سخن بسيار متفكّر و متوهّم شدند . آخر الأمر ، علىّ بن جعفر با ايشان گفت : مصلحت آن است كه شما باز ديسم را به حكومت خود طلبيد و اين جماعت ديلميان را كه همراه مناند همه را به قتل رسانيد . تبريزيان اين سخن را قبول نموده فى الحال مكتوبى به ديسم كرد نوشته او را طلب داشتند و آن جماعت ديلمى را بكشتند و چون ديسم به حدود تبريز رسيد مردم تبريز همه به او پيوستند . مرزبان دانست كه اين فتنه از وزير او شده ، امّا چون دسترسى بر وى نداشت ناچار غمض عين نموده درصدد جمع سپاه آمده به اندك روز سپاه به هم رسانيده متوجّه تبريز گشت و شهر را محاصره نمود . از جانبين هر روز در جنگ جمعى كشته مىشدند . مرزبان چون ديد كه به جنگ اين شهر گرفتن بسيار مشكل است و علىّ بن جعفر وزير كه در تبريز است ، هر روز جماعتى كثير از لشكريان مرزبان را فريب داده به جانب خود مىبرد ، ناچار شروع در ملايمت علىّ بن جعفر نموده با او عهد و پيمان مستحكم گردانيده او را از جانب خود ايمن و مطمئن ساخت « 1 » تا آنكه آخر الأمر ، به سعى علىّ بن جعفر مهمّ ميانهء مرزبان و ديسم به صلح انجاميد و مرزبان اردبيل را به ديسم ارزانى داشت و خود باز بر آذربايجان استيلا يافت . امّا ديسم بعد از آنكه چند روز در اردبيل سر برد از مكر مرزبان ترسيده التماس نمود كه مرزبان قلعهء طروم را به او بدهد تا ديسم با اهل و عيال خود به آنچه حاصل حوالى آن قلعه است قناعت نموده از سر الكهگيرى « 2 » درگذرد . مرزبان ملتمس او را قبول نموده قلعهء طروم را در وجه معيشت وى بازگردانيد . در اين سال ، وشمگير به اطاعت سامانيان درآمد . منشأ آن اين بود كه حسن بن مرزبان پسر ماكان بن كاكى بعد از كشته شدن ماكان بن كاكى ، وشمگير ، حسن را به اطاعت خود دعوت كرد . حسن در آن وقت در ساريهء آمل بود . چون پيغام وشمگير به وى رسيد بسيار دشنام داد . وشمگير از اين جهت لشكرى برداشته متوجّه ساريه گشت . حسن بن مرزبان چون خبر توجّه وشمگير را شنيد از ابو على بن محتاج كه نايب خراسان بود ، از قبل سامانيان ، امداد خواست . بنابراين ، هنوز وشمگير در گرد ساريه قرار نگرفته بود كه ابو على بن محتاج با لشكرى عظيم وشمگير را محاصره نمود . وشمگير در ميانهء حسن بن مرزبان و ابو على بن محتاج متحيّر ماند . آخر الأمر ، ابو على بن محتاج پيش وشمگير كس فرستاد كه : اگر تو اطاعت امير سامانى قبول كنى ميانهء تو و حسن بن مرزبان مهمّ به صلح مىانجامد ، و الّا كار تو بسيار مشكل خواهد بود . وشمگير چون ناچار بود اطاعت سامانيه قبول كرده قرار به آن دادند كه وشمگير از آنجا
--> ( 1 ) . ابن أثير مىنويسد : « . . . او [ - علىّ بن جعفر ] خواهش كرد كه جز سلامت و ترك وزارت و گوشهنشينى چيزى نمىخواهد ، او [ - مرزبان ] هم اجابت كرد و براى او قسم خورد . » ؛ - الكامل ، ج 14 ، ص 107 . ( 2 ) . الكه : لفظ تركى است به معناى كشور ، ناحيه ، بلد ؛ - لغتنامهء دهخدا .