قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1795
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هيجدهم از رحلت خير البشر در اين سال ، ابو على بن محتاج كه از قبل امير سعيد نصر بن احمد سامانى حاكم خراسان بود ، به اشارهء او با لشكرى آراسته متوجّه جرجان شد ؛ چرا كه ، ماكان بن كاكى « 1 » در جرجان از اطاعت و انقياد امير سعيد بيرون آمده بود . ابو على آنچنان به جرجان رفت كه ماكان بن كاكى مطلقا خبردار نشد . چون ماكان بن كاكى در دور جرجان آب انداخته بود و يك راه بيش نداشت ابو على ناگاه رفته آن راه را بگرفت و مردم چون بىخبر بودند هيچ استعداد و آذوقه نداشتند . بنابراين ، در لشكر ماكان بن كاكى قحطى عظيم پيدا شد ، چنانچه هر روز هر يكى از لشكريان ايشان را يك مشت كنجد مىداد كه به آن رمق مىگرفتند . چون كار بر ماكان بن كاكى سخت شد از وشمگير كه در آن وقت در رى بود ، مدد مىطلبيد . وشمگير ، شيرج بن نعمان را كه از امراى كبار او بود ، با لشكرى آراسته به جنگ ابو على و مدد ماكان فرستاد . چون شيرج بن نعمان به حوالى جرجان رسيد ديد كه احوال ماكان بن كاكى بسيار پريشان است و او را بى او تنها تاب مقاومت ابو على نيست ، لهذا مصلحت چنان ديد كه ميانهء ابو على و ماكان بن كاكى به مصالحه انجامد . آخر الأمر ، قرار دادند كه ابو على از سر كشتن ماكان بن كاكى درگذرد و او جرجان را به او گذارد . بنابراين قرارداد ، ماكان با مردم خود بيرون آمده به طبرستان رفت و ابو على بر جرجان استيلا يافت « 2 » . و در همين سال ، ركن الدّوله بويه كه از اصفهان وشمگير او را
--> ( 1 ) . وى برادرزادهء ليلى بن نعمان ملقّب به « المؤيّد لدين اللّه » و « المنتصر لآل رسول الله » است كه از طرف اطروش امارت گيلان را داشت . به عقيدهء دكتر زرّينكوب ماكان مثل ليلى سيماى يك شواليهء شرقى را داشت . ( 2 ) . بنا به تصريح اشپولر ( تاريخ ايران . . . ، ص 165 ) ابو على در بيست و چهار دسامبر نهصد و چهل ميلادى ، بيست و -