قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1780
تاريخ الفي ( فارسى )
وشمگير رسيد فرمود تا جميع مردم رى پياده چهار فرسخ راه به استقبال تابوت مرداويج بيرون رفتند و جنازهء او را به تعظيم تمام به شهر درآوردند و دفن نمودند و تمامى اعيان و اكابر به اطاعت وشمگير درآمده او را به پادشاهى قبول كردند . امّا احوال ركن الدّوله پسر بويه كه در اصفهان در بند مرداويج مىبود ، چنين شد كه ركن الدّوله بعد از وقوع اين قضيّه به موكّلان خود چيزى بداد تا او را از بند خلاص كردند و او فى الحال از اصفهان بيرون آمده در صحرا منتظر رفيق مىبود كه به يك ناگاه استرى چند كه بار ايشان زيتون بود رسيدند . چون ركن الدّوله نيك نگاه كرد ديد كه غلامان برادر اويند . فى الحال فرمود تا آن بارها را انداختند و بر استرها سوار شده متوجّه برادر خود عماد الدّولة بن بويه كه در شيراز بود گشت . و چون خبر كشته شدن مرداويج به امير نصر بن احمد سامانى رسيد نامهاى نوشت به محمّد بن مظفّر كه نايب او بود در خراسان كه : « بايد در ساعت متوجّه تسخير ولايت عراق شوى . » همچنين فرمانى ديگر به ماكان بن كاكى نوشت كه او نيز از جانب طبرستان متوجّه عراق گشته به مدد يكديگر آن ولايت را تسخير نمايند . و احوال ايشان بعد از اين ان شاء اللّه تعالى ، خواهد آمد . و از جمله وقايع اين سال آنكه در شهر جمادى الاوّل خليفه ، الرّاضى باللّه ، به صوابديد ابو على مقله هر دو پسر ياقوت را كه يكى محمد و ديگرى مظفر بود ، گرفته در بند كرد ، امّا خانههاى ايشان را غارت نكردند . در اين وقت ، ياقوت در واسط بود . چون خبر گرفتن پسرانش به او رسيد فى الحال خود با لشكرى آراسته از واسط متوجّه فارس شد به قصد محاربهء عماد الدّوله پسر بويه و عريضهاى به خدمت الرّاضى باللّه نوشته التماس آن نمود كه پسران وى در اين جنگ با او همراه باشند . چون عريضهء ياقوت به دار الخلافه رسيد ابن مقله جواب آن مكتوب به دبيرى كه عامل اهواز بود ، و در اين وقت دبيرى ياقوت نيز مىكرد ، نوشت كه به ياقوت خاطرنشان كند كه گرفتن پسران او از جهت آن بود كه لشكر ايشان از آنها رنجيده قصد گرفتن و كشتن ايشان داشتند . بنابراين مصلحت ، ما ايشان را گرفته چند روز در حبس نگاه داشتيم و هم در اين زودى ايشان را از بند بيرون آورده پيش تو خواهيم فرستاد « 1 » . القصّه ، ياقوت متوجّه ولايت فارس شد . چون به جنديشابور رسيد بريدى از جهت تحصيل خراج در آنجا توقّف نمود و ياقوت از آنجا گذشته به اوجان رسيد و عماد الدّوله نيز از شيراز استعداد جنگ نموده متوجّه [ 214 ب ] ياقوت گشت و در حدود اوجان تلاقى فريقين روى نمود . بعد از كارزار بسيار ، ياقوت تاب مقاومت نياورده روى به گريز نهاد . عماد الدّوله تا به شهر رامهرمز تعاقب
--> ( 1 ) . علّت حبس پسران ياقوت را اكثر مورّخين ، ترس ابو علىّ بن مقله از تحكّم محمّد بن ياقوت در سراسر مملكت دانستهاند .