قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1781

تاريخ الفي ( فارسى )

ايشان نموده در آنجا قرار گرفت و ياقوت به معسكر مكرّم رفت و آخر الأمر ، مهّم ايشان به صلح انجاميد . و از جمله وقايع اين سال آنكه حنابله « 1 » در بغداد آنچنان غالب شدند كه در خانه‌هاى مردم لشكرى و غيره درمىآمدند و از آلات لهو و لعب و ظروف خمر آنچه يافتند مىشكستند و اگر در راه يا كوچه مردى با زنى يا پسرى حرف مىزد تفتيش مىكردند كه تو را با اين چه كار است ، تا آنكه كار به جايى رسانيدند كه مردم بغداد به تنگ آمدند و نزد شحنهء شهر به فرياد رفتند . پس در جمادى الآخر ، شحنه سوار شده در تمامى شهر بغداد منادى نمود كه بعد از اين اگر حنبليان مردم را منع كنند و در تفتيش احوال مردم درآيند بايد كه عامّهء خلايق اتّفاق نموده ايشان را سزاى بر اصل دهند و اگر خود از عهدهء ايشان بيرون نتوانند آمد به دار الخلافه اعلام نمايند تا ايشان را ادب بليغ فرموده عبرت ديگران نمايند و بايد كه بعد از اين ، هر امامى كه امامت نماز مىكرده باشد بر خلاف حنابله به طريق شافعيّه در صبح و شام و خفتن « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » را بلند بگويد . امّا حنابله با وجود اين حال به واسطهء كثرت و غلبه‌اى كه داشتند ممتنع شده شافعيه را به خاطر بلند خواندن « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » در نمازهاى مذكور كتك بسيار زدند و آزار بىنهايت رسانيدند . چون اين خبر ، به خليفه ، الرّاضى باللّه ، رسانيدند حكم فرمود كه علما اعتقادات فاسدهء حنابله را در ميان مردم اظهار كنند . و از جمله اعتقادات ايشان آن است كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، را به صورت آدمى كه موى مجعّد داشته باشد مىدانند . و مىگويند كه هر شب جمعه بر خرى نشسته از عرش به زمين مىآيد و نداى هل من تائب فأتوب اليه و هل من مستغفر فأستغفر له ؟ يعنى : هيچ توبه‌كننده‌اى هست تا من توبهء او را قبول كنم ؟ و آيا هيچ طالب مغفرتى هست تا او را بيامرزم ؟ به گوش ساكنان عالم مىرساند ، حتى آنكه از بعضى زهّاد حنابله كه در علم و زهد سرآمد روزگار بود ، منقول است كه روزى به راهى مىگذشت ، ناگاه نظرش بر عصّار پسرى كه به حسن صورت و اعتدال بنّيت موصوف بود ، افتاد و مدّتى مديد به جانب او مىنگريست تا آنكه استاد آن پسر را ظنّ آن شد كه اين شيخ حنبلى را به اين پسر توجّه پيدا شد . بنابراين ، پيش شيخ آمده گفت : اى شيخ ، اگر شما را به اين پسر ميل باشد هر كجا كه امر فرماييد او را حاضر سازم . شيخ از شنيدن اين سخن برآشفت و گفت : مرا با او ميل نيست ، بلكه چون او به صورت حقّ ، سبحانه و تعالى ، است به او نگاه مىكنم . آن مرد گفت : واويلا يا شيخ مزوّر ، اعتقاد من در حقّ خداى

--> ( 1 ) . پيروان احمد بن حنبل رئيس مذهب حنبلى ، كه در ايران متولّد شده و فارسى را خوب مىدانست ، هستند . وى از نسل « ذو الثديه » معروف است كه على ( ع ) او را در نهروان به هلاكت رسانيد .