قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1772

تاريخ الفي ( فارسى )

فرمايد جمله حقّ است . پس اسماعيل را از شراب خوردن در امامت نقصان و خلل نباشد ، و ايشان تا امام جعفر صادق ، عليه السّلام ، با شيعهء اثنى عشرى موافق‌اند . غايتش شيعهء اثنى عشرى بر آن‌اند كه بعد از جعفر صادق ، عليه السّلام ، امام موسى كاظم است و آنچه اسماعيليه مىگويند كه امام جعفر اوّلا نصّ بر امامت اسماعيل فرمود محض از مفتريات ايشان است . و اين طايفه را اسماعيليه گويند براى آنكه خود را منسوب به اسماعيل بن جعفر الصادق ، عليه السّلام ، مىدارند و « تعليميّه » نيز مىگويند « 1 » از جهت آنكه معتقد ايشان آن است كه مردم را مجرّد نظر و استدلال عقلى در معرفت حقّ ، سبحانه و تعالى ، كافى نيست ، بلكه ناچار است از معلّمى و مرشدى پيروى كنند . و سبعيّه نيز از ابهات ايشان است ؛ چرا كه ، ايشان قايل به هفت امام‌اند و مدار ايشان در جميع امور بر هفت است ، چنانچه عن قريب بتفصيل خواهد آمد . و ايشان را قرامطه نيز گويند ؛ چرا كه ، اوّل داعيان ايشان قرمط بن حمدان آذربايجانى بود . و محمره نيز از اسماى ايشان است ، به واسطهء آنكه در اوّل ظهور شعار ايشان لباس سرخ بود . و ايشان را باطنيّه نيز مىگويند ؛ چرا كه ، معتقد ايشان است كه از قرآن و حديث هر كلمه‌اى كه ظاهر مىشود باطنى ، لفظى ، تأويلى ، تصريحى ، تعريضى ، اشارتى ، و رمزى است كه عوام را بر ظاهر لفظ اطلاع است و خواص را بر باطن . و طريق دعوت ايشان چنين است كه مىگويند هر پيغمبرى را از وصىّ و وليعهدى كه در حال حيات او در مدينهء علم او بود ناچار است ، چنانچه نصّ أنا مدينة العلم و علىّ بابها دالّ است بر آن . و مىگويند نخستين پيغمبران آدم ، عليه السّلام ، بود و وصىّ او شيث ، عليه السّلام ، بود . چون دور او به هفت امام منقضى شد نوح ، عليه السّلام ، با شريعت مجدّد ظاهر شد و نسخ شريعت آدم نمود و وصىّ او سام بود چون دور او نيز به هفت امام منتهى شد ابراهيم خليل اللّه كه ناسخ شريعت او بود ، ظهور فرمود و وصىّ او اسماعيل بود ، عليه السّلام . چون دور او نيز به هفت امام منتهى شد موسى كليم اللّه كه ناسخ شريعت ابراهيم خليل اللّه بود ، پديد آمد و وصىّ او هارون بود . چون هارون در حال حيات او وفات يافت يوشع بن نون به مرتبهء وصايت سرافراز گشت . چون دور كليم اللّه به هفت امام تمام شد نوبت ظهور عيسى روح اللّه كه ناسخ شريعت موسى بود ، رسيد و وصىّ او شمعون بود . چون دور او به هفت امام منتهى گشت نوبت ظهور پيغمبر ما ، صلّى اللّه عليه و آله كه ناسخ جميع شرايع است ، رسيد و وصّى او اسد اللّه الغالب على بن أبى طالب ، عليه السّلام ، بود . بعد از وى حسن بن على ، بعد از وى حسين بن على تا به اسماعيل

--> ( 1 ) . بنا به اعتقاد ايشان عقليّات را نمىتوان حجّت قرار داد و ناچار بايد حقايق را از راه تعليم از معصوم آموخت و در هر عصرى بايد امامى معصوم و غير جايز الخطا باشد كه دچار لغزش نشود تا آنچه را از علم به او مىرسد به ديگران بياموزد . اسماعيليه را بيشتر در خراسان « تعليميّه » خوانند ؛ - عباس اقبال ، خاندان نوبختى ، ص 252 .