قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1739
تاريخ الفي ( فارسى )
كسانى كه قبل از اين در ميانهء خلق ما ضعيف و حقير بودند و ارادهء ما به اين تعلّق گرفته كه ايشان را بر روى زمين سلطنت و شوكت بخشيم . و از جملهء وقايع اين سال ، جنگ ميانهء نازوك « 1 » و هارون ، كه پسر خالوى مقتدر خليفه بود ، است . و سبب آن اين بود كه جماعتى از نوكران هارون و ملازمان نازوك بر سر پسرى امرد نزاع واقع شد و با يكديگر جنگ كردند . چون اين قضيّه نزديك به منزل نازوك روى نموده بود نازوك فرمود تا ملازمان هارون را بعد از كتك بسيار در بند كردند . چون اين خبر به هارون رسيد جمعيّت كرده رفتند و ياران خود را از زندان نازوك بيرون آوردند و نايب نازوك را كتك مضبوط زدند . و نازوك سوار شده پيش مقتدر رفت و شكايت هارون كرد . مقتدر گفت : شما هر دو پيش من عزيزيد ؛ در ميانه دخل نمىكنم . چون نازوك اين جواب از مقتدر شنيد از دار الخلافه بيرون آمده مردم خود را جمع كرده بر سر خانهء هارون رفت . هارون در خانهء خود را ببست . و ميانهء جمعى از مردم هارون كه بيرون مانده بود و مردم نازوك جنگ واقع شد و از كسان هارون جمعى كثير به قتل رسيدند . چون اين خبر ، به مقتدر رسيد كس فرستاد و ايشان را منع كرد و گفت كه : شما هر دو نيك نكرديد . پس فتنه ساكت شد . نازوك را چون توهّم اين شد كه مقتدر از وى رنجيده ، فى الحال سوار شده به خانهء هارون آمد و با او صلح كرد . در اين اثنا ، در ميانهء خلق آوازه پيدا شد كه هارون را امير الامرا مىكنند . چون اين خبر انتشار يافت ياران مونس مظفّر اين خبر را به مونس كه در آن وقت در رقّه مىبود ، نوشتند . مونس فى الحال از رقّه برگشته روى به بغداد نهاد و در بيرون « باب الشماسه » فرود آمد . چون به دار الخلافه به ديدن خليفه رفت پسر خود ابو العباس را با پسر ابن مقله پيش وى فرستاد و پرسش وى نموده خاطر او را فارغ و مطمئن گردانيد . بعد از آن مقتدر فرمود تا هارون را حاضر ساخته با مونس به معسكر خود رفت . مقتدر فرمود كه : هارون در دار الخلافه نزديك من باشد . و چون اين خبر به مونس رسيد باز وحشت او زياده شد . و در اين اثنا ، ابو الهيجا از طرف قهستان با لشكرى بسيار به بغداد آمد و پيش مونس فرود آمد و او ميانهء خليفه و مونس خادم پيغام مىآورد و در اصلاح ذات البين مىكوشيد و اين سال تمامى ميانهء خليفه و مونس مظفّر به كدورت درگذشت . و از جمله وقايع اين سال ، كشته شدن حسن بن قاسم داعى بود . تفصيل اين مجمل آنكه قبل از اين مذكور شد كه اسفار ديلمى به اتّفاق مرداويج بر طبرستان استيلا يافت و در آن وقت حسن بن قاسم داعى بر رى و كاشان و قم و ابهر و قزوين و زنجان غالب گشته عمّال ابو سعيد نصر را بيرون كرده و ماكان ديلمى نيز با حسن بن قاسم متّفق مىبود . و در اين وقت اسفار لشكرى آراسته متوجّه
--> ( 1 ) . نازوك ( - نازك ) : امير پاسبانان المقتدر باللّه بود .