قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1740

تاريخ الفي ( فارسى )

جنگ ايشان شد و بعد از تلاقى فريقين ماكان شكست يافته بگريخت و حسن داعى شكست يافت . و در تاريخ ابن كثير شامى « 1 » مسطور است كه سبب كشته شدن حسن داعى آن بود كه او لشكر خود را از ارتكاب مناهى منع بليغ مىكرد ، بنابراين ايشان از وى متفرّق شده اتّفاق كردند كه هروسندان نام شخصى را بر خود امير سازند . و اين هروسندان خالوى مرداويج وشمگير بود و از رؤساى كوهستان بود . احمد طويل نام شخصى از مخلصان حسن داعى بر اين معنى اطلاع يافته از دامغان مكتوبى به حسن نوشت و او را بر حقيقت حال اطلاع بخشيد . بعد از چند روز چون هروسندان با جماعتى از امرا متوجّه ملازمت حسن داعى شدند حسن ايشان را پيشواز كرد و در كوشك خود ايشان را فرود آورد . چون ايشان را خيال آن شد كه حسن داعى را بر انديشهء ايشان اطلاع نيست به فراغت خاطر در آن كوشك به عيش مشغول شدند . چون حسن داعى قبل از آمدن ايشان با ياران خود قرار داده بود كه كشتن اينها [ 209 ب ] ، كه شب و روز به فسق و فجور مشغول‌اند ، حلال بلكه واجب است ، در اين محل فرصت يافته تمامى آن جماعت را به قتل رسانيدند و مال ايشان را غارت كردند . در اين وقت كه مردم حسن داعى به نهب و غارت مشغول بودند و اكثر امراى او كه كشتن اينها را خوش نيامده بود از وى كناره كردند و جمعى از مردم هروسندان فرصت غنيمت يافته حسن داعى را نيز به قتل رسانيدند . چون حسن داعى از ميانه رفت كار اسفار بن شيرويه قوّت گرفت و بر تمامى ولايت طبرستان ، جرجان ، رى ، قم ، كاشان ، قزوين ، زنجان ، و نواحى آن استيلا يافت و خطبه به نام امير سعيد مىخواند و ساريهء آمل را مستقر خود گردانيد و هارون پسر بهرام را به ايالت آمل فرستاد . بعد از چند روز ، اسفار انديشه كرد كه چون در آمل علوى بسيار است مبادا هارون با آنها اتّفاق نموده فتنه برانگيزد ، بنابراين پيش هارون كس فرستاد كه : بايد از اكابر « 2 » آمل دخترى به نكاح خود درآورى و در فلان روز بايد كه ميزبانى پادشاهانه كنى كه تمامى علويان در آنجا حاضر باشند كه مصلحت ملك مقتضى آن است كه تو با اهل آمل و بزرگان ايشان آميزش و خويشى نمايى تا از حوادث روزگار فارغ البال در آن ولايت كه محل حوادث و فتن است توانى بود . هارون اين نصيحت را محض شفقت و مهربانى تصوّر كرده دختر يكى از رؤساى آمل را خواستگارى نموده و در همان روز ، كه اسفار بن شيرويه مجلسى تعيين كرده ، جشنى عظيم ساخته به اسباب مشغول بود اسفار از سارى ايلغار كرده خود را آنچنان به سراى هارون رسانيد كه هيچ احدى را بر آمدن آن اطلاع پيدا نشد و به مجرّد رسيدن ، تمامى علويان را دستگير كرده در بند كرد و ايشان در آن بند بودند تا آنكه در ايّام

--> ( 1 ) . ق : ابن أثير . ( 2 ) . هر سه نسخه : اكابران .