قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1738
تاريخ الفي ( فارسى )
مىدانى ؟ مونس گفت : يا امير المؤمنين ، فضل بن جعفر بسيار لايق و مناسب است ، ليكن اين قدر هست كه در تازگى پدرش و عمش ابو الحسن و پسر عمش و شوهر خواهرش محسن بن فرات را ما كشتهايم . و امّا ابو على بن مقله جوانى است لايق ، ليكن تجربهء روزگار نكرده و حوادث روزگار نگذرانيده . و امّا محمّد بن خلف نادان و مشهور است « 1 » . صواب آن است كه امير المؤمنين ، علىّ بن عيسى را از اين منصب معاف ندارد كه او مردى است كه لشكر و رعيّت او را دوست مىدارند . مقتدر گفت : من نيز او را مىخواهم ، امّا هرچه گفتم قبول نكرد و عذر آورد . بههرحال اين نوبت تو او را نصيحت كن شايد سخن تو را قبول كند . چون موسى با علىّ بن عيسى در اين باب سخن كرد او باز شروع در عذر آوردن نموده گفت : بههرحال اگر تو در بغداد مىبودى مىتوانستم كارى پيش برد ، امّا چون تو به جانب رقّه و شام مىروى من به هيچ وجه پيرامن اين كار نمىتوانم گشت . چون از وزارت علىّ بن عيسى قطع نظر كردند مقتدر با نصر حاجب در باب تعيين وزير مصلحت ديد . نصر حاجب معروض داشت : فضل بن جعفر لايق است ، امّا چون در اين تازگى آزار بسيار يافته و جمعى كثير از خويشان او كشته شدهاند از مكر او ايمن نيستيم . و امّا پسران ابن فرات هم چون پدر خود به رفض مشهور و معروفاند و محبّت ايشان به آل أبى طالب نه در آن مرتبه است كه فوق آن توان تصوّر نمود . و امّا علىّ بن مقله مردى است كه او را در نظر مردم شأنى و اعتبارى نيست . القصّه ، بنابر دوستىاى كه نصر حاجب را با محمّد بن خلف بود چنان ظاهر ساخت كه او از همه لايقتر است و مقتدر خليفه چون اتحاد ايشان را مىدانست فرمود كه : محمّد بن خلف مردى عامى و جاهل است و لايق اين منصب نيست . امّا ابن مقله با اكثر آن مردم كه پيش خليفه را سخن داشتند تحف و هدايا فرستاد حتى آنكه نصر حاجب را نيز به وزارت خود راضى ساخت « 2 » . بنابراين ، آخر كار وزارت بر ابن مقله قرار گرفت . و در همين سال ، خليفه ، المقتدر باللّه ، مونس مظفّر را با لشكرى عظيم به جنگ جماعتى از قرامطه كه در سواد كوفه پيدا شده و برخود ، حريث بن مسعود را امير ساخته بودند و اينها قريب به ده هزار كس بودند فرستاد . بعد از تلاقى فريقين خلقى بسيار از قرامطه به قتل رسيد و از اشراف و رؤساى ايشان جمعى كثير اسير و دستگير شدند و مونس بسيارى از رايات ايشان را سرنگون كرده به بغداد آورد و بر علم بزرگ ايشان كه رنگش سفيد بود اين آيه از قرآن مكتوب بود كه : وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ « 3 » يعنى : ما مىخواهيم كه منّت نهيم بر
--> ( 1 ) . ق : ناندان و متهوّر است . ( 2 ) . ابن أثير مىنويسد كه ابن مقله توسط اعواو و انصار خود ، كه در انبار مستقر بودند ، اخبار ابو طاهر قرمطى را به خليفه مقتدر مىرسانيد . و خليفه به خاطر اين خوشخدمتيها وى را به وزارت انتخاب كرد . ( 3 ) . قصص ، 5 .