قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1727
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و سيّم و چهارم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و سيّم از رحلت خير البشر ، قبل از غروب آفتاب ستارهاى از جانب جنوب به جانب شمال افتاد به نوعى كه درشتى آن تمام عالم را فرو گرفت . و از وى آوازى شبيه به آواز رعد حادث شد . و در اين سال ، وزير خاقانى از وزارت عزل شد « 1 » و احمد بن عبيد اللّه احمد الحسينى « 2 » به منصب وزارت متعيّن گشت . و او علىّ بن عيسى را بر وزارت مصر و شام مقرّر داشت و علىّ بن عيسى در مكّه مىبود ، امّا هر سال يك نوبت به جانب مصر و شام و عمّال خود باز مىرسيد و باز به جانب مكّه مراجعت مىنمود . و در اين سال ، سالم بن راشد كه امير صقالبه بود با لشكرى گران به جانب شهر غران و ابرجه رفت و غنايم بسيار به دست آورد و از آنجا به راه فلوريه آهنگ شهر طارست كرد و آن شهر را نيز در ماه رمضان قهرا و جبرا فتح نمود و از آنجا متوجه اذريب گشته آن را نيز بعد از محاربات بسيار به چنگ آورده ويران كرد و در اين وقت در ميان لشكر اسلام بيماريى عظيم پيدا شد ، بنابراين از آنجا بازگشته به هر شهر و قصبهء روم كه مىرسيدند غارت مىكردند . و از جمله وقايع اين سال اينكه قيصر روم به اهل ثغور نامهاى نوشته از ايشان خراج طلبيد و گفت : اگر شما خراج قبول نمىكنيد تمامى ولايت شما را ويران كنم و مردان شما را به قتل رسانم و زن و فرزند شما را برده سازم . چون اهل ثغور از اطاعت او و خراج دادن به او امتناع نمودند لاجرم پادشاه روم با لشكرى عظيم به
--> ( 1 ) . هندوشاه نخجوانى علّت عزل وزير خاقانى از وزارت را « نداشتن تدبير و ظهور اختلال در كارها » عنوان كرده است ؛ - تجارب السّلف ، 207 ؛ ابن خلدون ، العبر ، ج 2 ، ص 581 . ( 2 ) . نام كامل وى در تجارب السّلف به صورت « ابو العباس احمد بن عبيد اللّه بن احمد بن الخصيب » ثبت شده است و در العبر ( ج 2 ، ص 581 ) به صورت خصيبى ضبط شده . وى كاتب مادر مقتدر بود .