قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1728

تاريخ الفي ( فارسى )

ولايت ايشان آمده تمامى ولايت ايشان را خراب ساخت و غنايم بسيار با اسيران بىشمار برد . و از تاريخ ابن كثير شامى چنين معلوم مىشود كه تاراج كردن قيصر روم ملطيه « 1 » را در سال سيصد و چهارم بود از رحلت خير البشر . و در اين سال ملك دمشق ، كه يكى از پادشاهان نصارى بود ، وفات يافت . و در اين سال ، در نصيبين بادى وزيد كه اكثر خانه‌ها و درختان آن شهر بشكست و در بغداد روز شنبه هفتم كانون الاوّل « 2 » آنچنان برفى باريد كه هيچ احدى در هيچ ولايتى كه برف باريدن در آن شهر متعارف بود اينچنين برفى نشان نمىداد . بعد از انقطاع برف آنچنان سرمايى ظاهر شد كه تمامى دجله يخ بست و روغنها بسته شد . و در شهر ذيقعدهء اين سال خليفه مقتدر ، ابو العباس وزير را بعد از آنكه دو سال و دو ماه وزارت كرده بود عزل نمود . سبب عزل او آن بود كه به واسطهء اشتغال او به شرب خمر اكثر مهمّات ملكى و مالى در تعويق مىافتاد . بنابراين ، او را از اين منصب عزل كرده به جاى او ابو القاسم عبيد اللّه بن محمّد الكلوذانى را به آن منصب سرافراز ساخت . و چون ابو القاسم كلوذانى در مهمّات وزارت درآمد كارهاى ملك و مال رونق گرفت و ابو العباس خصيبى را به واسطهء مطالبات ديوانى و تغلّباتى كه كرده بود در زندان كردند . و در اين سال ، امير سعيد نصر بن احمد سامانى بر بلادرى و نواحى آن استيلا يافت . تفصيل اين مجمل آنكه قبل از اين مذكور شد كه يوسف بن ابو السّاج بعد از تسخير رى و نواحى آن غلام خود ، فاتك نام ، را بر رى حاكم ساخته خود به جانب آذربايجان رفت . و چون در اين اوقات شروع در تمرّد و عصيان كرده بود خليفه المقتدر باللّه به امير نصر پيغام فرستاد كه : ما رى را به تو داديم . بايد كه به نفس خود متوجه آن جانب شده آن غلام بدبخت را چنان گوشمالى دهى كه موجب عبرت ساير متمردان شود . بنابراين ، امير نصر با لشكرى آراسته متوجّه رى شد . چون فاتك خبر توجّه امير نصر را شنيد در ساعت با اموال و اسباب خود بيرون آمده به گوشه‌اى به در رفت . امير نصر مدّت دو ماه در رى اقامت نموده حكومت آن ديار را به سيمجور دواتى داد و از آنجا به خراسان و ماوراء النهر معاودت نمود . بعد از آن ، سيمجور را طلبيده جاى او را به محمّد بن صعلوك ارزانى داشت . و در اين سال ، يوسف بن ابو السّاج را از دار الخلافه حكم شد كه خراج ولايت آذربايجان و ارمنيه و آن نواحى را گرفته متوجّه دفع قرامطه شود ، بنابراين يوسف با لشكرى عظيم متوجّه واسط شد . چون يوسف به واسط رسيد مونس خادم خراج همدان و ساوه و قم و

--> ( 1 ) . مراد مالت امروزى است ؛ جزيره‌اى در درياى مديترانه بين ساحل افريقا و جزيرهء سيسيل . ( 2 ) . « كانون » به لغت سريانى نام بعضى از ماه‌هاى رومى است كه كانون اوّل و كانون آخر باشد و آن ماه سوم و چهارم است ؛ - برهان قاطع ، و در آن دو ماه سرماى زمستان ظاهر گردد و مردم به اضطرار در كانون [ - آتشدان ، منقل ] آتش افروزند . - دكتر محمد معين ، حاشيهء برهان قاطع .