قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1662
تاريخ الفي ( فارسى )
به دست آوردند . و در رى و طبرستان آنچه از بقيّهء آب مانده بود در اين سال فرو ريخت و آنچنان در آن بلاد قحطى عظيم شد كه مردم يكديگر را مىخوردند ، بلكه فرزندان خود را مىخوردند . و در روز سهشنبه پنجم ربيع الاوّل سال دويست و هفتاد و دويم از رحلت ، المعتضد باللّه به بغداد درآمد و جشنى عظيم ساخت و اعيان و اكابر ساير خلايق را فراخور حال هر يكى رعايت نمود . و هم در اين سال ، معتضد به اطراف و اكناف عالم احكام فرستاد كه بعد از اين در روز نوروز بايد كه هيچ آفريده به رسوم مجوس كه عبارت از آتش افروختن و آب ريختن و تحف و هدايا فرستادن باشد ، قيام ننمايند و نوروز را بايد كه در يازدهم شهر حزيران به فعل آورند و آن روز را « نوروز معتضدى » مىخواندند « 1 » . و در ذيحجّهء اين سال ، ابراهيم پسر احمد ماردانى جمازه سوار مصر رسيد و به معتضد خبر رسانيد كه جمعى از خواجهسرايان حرم خمارويه وى را بر فراشش به قتل رسانيدند « 2 » و بعد از وى پسر خمارويه ، جيش « 3 » ، به جاى وى بر سرير حكومت نشست ، و ليكن بعد از پنج روز جيش بن خمارويه را نيز كشتند و خانهء او را غارت كردند و برادر خمارويه را نيز كشتند و هارون بن احمد طولون را به امارت نشانيدند و هارون هر ساله هزارهزار و پانصد هزار دينار تقبّل نمود كه به دار الخلافه مىرسانيده باشند ، بنابراين معتضد او را به سلطنت ديار متمكّن گردانيد . و در محرّم سال دويست و هفتاد و سيّم از رحلت ، خليفه معتضد از بغداد به جانب موصل جهت قلع و قمع هارون شارى رفت و به اندك توجّه او را به دست آورده به جانب بغداد مراجعت نمود و هارون شارى را كه مدّتهاى مديد بود كه كوس تمرّد و عصيان مىزد ، در بغداد بردار كرد . و در اين سال ، حسين بن حمدان با خوارج جنگى عظيم كرده فتح نمود و غنايم بسيار به دست آورده نزد خليفه معتضد آمد و معتضد از وى راضى شده پدرش حمدان را از بند بيرون آورد و به عنايات پادشاهانه سرافراز ساخت . و در تاريخ شيخ جلال الدّين سيوطى مسطور است كه از جمله وقايع اين سال آنكه معتضد حكم فرمود تا معاوية بن ابو سفيان را بر منابر لعن كنند و عبيد اللّه وزير ، او را از اين حكم بازداشت و گفت : يا امير المؤمنين ، اجراى اين حكم موجب فتنهء عظيم عوام خواهد بود . امّا معتضد به سخن او التفات ننموده احكام مشتمل بر فضايل امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، و لعن معاوية بن
--> ( 1 ) . البّته اين كار دوام نداشت و نوروز ايرانى بر رغم تمام عوامل باز به حال خود برگشت و اكنون در بلاد عرب نوروز همان نوروز ايرانى اوّل فروردين مىباشد ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 12 ، ص 302 ، توضيح مترجم . ( 2 ) . در خصوص علّت قتل خمارويه كه همان همارويهء ايرانى است ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 12 ، ص 308 ؛ مسعودى ، ترجمهء مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 640 . ( 3 ) . هر سه نسخه : جشن . كنيهء خمارويه « ابو الجيش » بوده است .