قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1655

تاريخ الفي ( فارسى )

طلحة بن طاهر نيز تحقيق نموده به عرض رساند . چون احمد بن ابو خالد به خراسان آمد جميع بنى اسد به خدمت او شتافته منظور نظر عاطفت گشتند . چون تركان فرغانه را از احمد بن اسد گرفته بودند احمد بن خالد در امداد ايشان سعى و كوشش بسيار نموده باز فرغانه را از دست مخالفان گرفته احمد بن اسد را به دستور سابق بر آن ديار والى گردانيده مراجعت نمود . بعد از وفات نوح بن اسد ، طلحه ، سمرقند را به برادران نوح بن اسد ، كه يحيى و احمد بودند ، داد . احمد كه بغايت پرهيزكار و مهربان و عادل و نيكوكار بود هفت پسر داشت : نصر ، يعقوب ، يحيى ، اسد ، اسماعيل ، اسحاق ، و حميد . بعد از چندگاه احمد حكومت سمرقند را به صوابديد صلحة بن طاهر به پسر خود نصر بن احمد ارزانى داشت و تا زمان طاهريه ايشان به نيابت حكومت ماوراء النهر را مىداشتند . چون يعقوب بن ليث بر خراسان مستولى شد [ 201 الف ] و طاهريه را برانداخت ، معتمد منشور ايالت ماوراء النهر را نزد نصر بن احمد سامان فرستاد و نصر در سمرقند قرار گرفته به نيابت خود برادر خود ، اسماعيل ، را به بخارا فرستاد « 1 » . چون اسماعيل به بخارا آمد ميانهء او و رافع بن هرثمه كه در آن وقت بر خراسان استيلا يافته بود نهايت اتّحاد و يگانگى پيدا شد تا به حدّى كه اسماعيل بن احمد سامانى از رافع التماس نمود كه خوارزم را به او واگذارد ، ملتمس او مبذول داشته از سر خوارزم درگذشت . اين معنى در نظر مردمان بسيار عجيب نموده مفسدان به نصر رسانيدند كه غرض اسماعيل از دوستى رافع بن هرثمه آن است كه به امداد و قوّت او تو را از ماوراء النهر بيرون كند « 2 » . نصر از اين معنى انديشيده به تجهيز و استعداد اسباب يورش بخارا مشغول گشت . چون اسماعيل از اين حال خبر يافت حموية بن اسد بن على را به خراسان فرستاد تا از رافع بن هرثمه مدد طلبيده شرّ نصر را از خود دفع نمايد . چون حمويه رسالت اسماعيل را به رافع رسانيد رافع به نفس خود با لشكرى آراسته متوجّه ماوراء النهر گشت و چون از آب آمويه « 3 » عبور نمود حمويه از مشاهدهء لشكر و استعداد او با خود بينديشيد كه رافع با اين لشكر با آسانى تمام ماوراء النهر را مسخّر خود تواند ساخت ، و ظنّ غالب آن است كه بعد از دفع نصر به قوّت برادرش اسماعيل ، متوجّه دفع خود اسماعيل گشته به اسهل وجوه او را دفع نمايد يا اسماعيل را از جملهء متابعان خود گرداند ، و اين معنى عارى عظيم خواهد بود . بنابراين ، حمويه در صدد

--> ( 1 ) . نصر با فرستادن اسماعيل به بخارا كه با خلأ حاصل از سقوط طاهريان به دست يعقوب بن ليث گرفتار هرج‌ومرج شده بود ، به تحكيم قدرت خويش پرداخت ؛ كما اينكه اهل بخارا اسماعيل را به عنوان بازگردانندهء نظم استقبال كردند . ( 2 ) . عدم توافق بر سر تعيين ماليات را نيز سبب اختلاف بين نصر و اسماعيل دانسته‌اند ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 120 . ( 3 ) . آمويه يا آمودريا ، نام قديمى رودخانهء جيحون است ، كه از كوههاى پامير واقع در شمال افغانستان سرچشمه مىگيرد و به درياچهء آرال مىريزد ؛ - فرهنگ معين .