قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1649
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال دويست و شصت و ششم تا دويست و شصت و هشتم از رحلت خير البشر و در محرّم سال دويست و شصت و ششم از رحلت ، باز [ خليفه ] شرطهء بغداد [ را ] به عمرو ليث داده اسم او را بر فرشها و پردهها ، چنانچه رسم آن زمان بود ، نوشتند . و در ماه شوّال همين سال ، باز او را از شرطهء بغداد عزل نمودند و آن امر به عبد اللّه بن طاهر تعلّق گرفت . و در اين سال ، موفّق ، ابن ابو السّاج را از قنّسرين معزول ساخته به حكومت آذربايجان فرستاده و هارون شارى در اين سال شهر موصل را محاصره نمود و بعد از مدّتى اشراف و اعيان موصل بيرون آمده از وى امان خواستند . او ملتمس ايشان را مبذول داشته از سر محاصرهء آن شهر برخاست . ابن جوزى « 1 » در المنتظم خود و ابن اثير در الكامل فى التاريخ آوردهاند كه از جمله امور عجيبه كه در اين سال به ظهور پيوسته آن بود كه در بصره بلنديى بود ، كه آن را « تل شقيق » گفتندى ، به يكبارگى بشكافت و هفت قبر ظاهر شد كه بدنهاى هر هفت كس صحيح بود و از كفنهاى ايشان بوى مشك به مشام خلايق مىرسيد . يكى از ايشان جوانى بود كه الحال خط بر رخسار او دميده و بر هر دو لب آن جوان ترى مىنمود كه گويا همين ساعت آب آشاميده و چشمهاى او باز بود . خيال مىكردى كه اين زمان سرمه در چشم او كشيدهاند و در تهيگاه او زخمى مىنمود . بعضى از مردم بصره خواستند كه تبركا چند موى از سر او بكنند و هرچه زور كردند كنده نشد .
--> ( 1 ) . ابو الفرج عبد الرّحمن بن علىّ ابو الفضايل جمال الدّين بغدادى منسوب به فرضة الجوز ، محلّى به بغداد . از علماى فقه و حديث و متفنّن در علوم ديگر مانند اخلاق ، فلسفه ، طبّ و تاريخ ، متوفّا به سال نهصد و پنجاه و هفت هجرى در بغداد . تعداد صد كتاب به وى نسبت مىدهند . كتاب المنتظم فى تاريخ الامم مورد نظر نوشتهء اوست .